مرتضى مطهرى
449
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
يكى ديگر از آياتى كه رسماً مردم را به دو دسته منقسم كرده است ، دستهء زندگان و دستهء مردگان ، و قرآن را عامل حيات و پيغمبر را محيى يعنى حياتبخش و زنده كننده معرفى كرده است ، آيهاى است كه در ابتداى سخنم قرائت كردم كه شايد صريحترين آيات قرآن در اين مورد است . مىفرمايد : يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا اسْتَجيبوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسولِ اذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ « 1 » . چقدر تعبير زيبا و عالى و صريحى است ! مىفرمايد : اى مردمى كه ايمان آوردهايد و اجمالًا تصديق كردهايد اين پيغمبر و برنامهء او را كه شما را دعوت مىكند به چيزى كه شما را زنده مىكند ، اين برنامه را بپذيريد . اسلام همواره دم از حيات و زندگى مىزند ، مىگويد اين پيغمبر براى شما حيات و زندگى آورده است ، شما الآن مردهايد ، خودتان نمىفهميد ، بياييد تسليم اين طبيب روحانى مسيحا دم بشويد تا ببينيد چگونه به شما زندگى مىدهد ! زندگى يعنى بينايى و توانايى زندگى يعنى چه ؟ زندگى يعنى بينايى و توانايى . تفاوت زنده با مرده در همين جهات است . به هر درجه كه بينايى و توانايى بيشتر شود حيات بيشتر است . ما چرا به خداوند كلمهء « حىّ » را اطلاق مىكنيم ( اللَّهُ لا الهَ الّا هُوَ الْحَىُّ الْقَيّومُ « 2 » - وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَىِّ الَّذى لايَموتُ « 3 » ) ، چرا به خدا مىگوييم زنده ؟ آيا معنى زندگى اين است كه قلب و خونى وجود داشته باشد و قلب حركت بكند ؟ به اين معنى كه خدا زنده نيست . خدا كه قلب ندارد ، رگ و خون و بدن ندارد . خود زندگى غير از شرايط زندگى است آيا زندگى يعنى نفس كشيدن و هوا را فرو بردن و بيرون دادن ؟ نه ، اين معنى زندگى نيست ، اينها براى ما شرايط زندگى است نه خود زندگى . خود زندگى بينايى ( به معنى دانايى ) و توانايى است . ما از آن جهت به خدا حىّ مطلق مىگوييم كه دانا و تواناى مطلق است ، از آن جهت به خداوند تبارك و تعالى حىّ مىگوييم كه آثار حيات بر وجود مقدس او بار مىشود . رأفت و رحمت است ، رحيم و رحمن است .
--> ( 1 ) . انفال / 24 . ( 2 ) . بقره / 255 . ( 3 ) . فرقان / 58 .