مرتضى مطهرى
442
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نشد و رد شد . به طورى كه در روايات وارد است نوح ساليان دراز گريه مىكرد و از اين خواهش نابجايى كه كرده بود استغفار مىنمود . بعد حضرت رضا فرمود : مگر پسر نوح پيغمبرزاده نبود ؟ اى زيد ! پس چرا خداى تبارك و تعالى حاضر نشد خواهش يك پيغمبر را دربارهء يك پيغمبرزاده بپذيرد و گفت او فاسق و فاسد و مجسمهء عمل غير صالح است . شما از اين بهتر چه مىتوانيد پيدا كنيد ؟ روايت ديگرى برايتان بخوانم كه در كافى است . معلوم مىشود از همان زمانها معمول بوده است كه حديث و روايت را مسخ و تحريف مىكردهاند . شخصى آمد خدمت حضرت صادق عليه السلام و عرض كرد : حديثى از شما روايت كردهاند ، مىخواهم بدانم درست است يا نادرست . راجع به ولايت و مسئلهء عمل است . آيا راست است كه شما فرمودهايد : اذا عَرَفْتَ فَاعْمَلْ ما شِئْتَ « 1 » يعنى هر وقت معرفت به امامت درست شد هر اندازه و هرچه مىخواهى عمل كن . حضرت فرمود : بلى من اين جمله را گفتهام . عرض كرد : وَ انْ زَنى وَ انْ سَرَقَ 2 ؟ آيا معنى حرف شما اين است كه اگر كسى معرفت به امام پيدا كرد هركارى كه دلش مىخواهد ولو زنا و يا دزدى بكند ؟ تا اين جمله را گفت امام برآشفت و فرمود : واى بر شما ، شما اين جور معنى كلام ما را مىفهميد ؟ ! معنى اين جملهاى كه من گفتم اين نيست كه شما فهميدهايد ؛ مقصود من اين است كه وقتى امام را شناختيد و معرفت به امام پيدا كرديد ، آنگاه هرچه دلتان مىخواهد عمل صالح انجام دهيد ، براى اينكه امام را شناختهاى و مىفهمى چه جور عمل صالح انجام دهى ، شرط قبول عمل را پيدا كردهاى . حالا كه امامشناس شدهاى ، حالا كه علىشناس شدهاى ، حالا كه حسينشناس شدهاى ، هرچه مىخواهى عمل خير كن . من كى گفتم وقتى امام را شناختى هر فسق و فجورى را كه خواستى انجام بده ؟ ! وقتى كه ما به قرآن كريم و سنت پيغمبر و روايات ائمهء خودمان مراجعه مىكنيم ، مىبينيم عمل اصالت دارد ؛ مىبينيم آنها سعادت بشر را در گرو عمل بشر مىدانند يعنى در گرو آن كارى كه با نيروى خود بشر بايد به وجود بيايد ؛ مىبينيم بشر را متوجه نيروى خودش مىكنند و تمام اتّكاءها و اتّكالهاى موهوم را از او
--> ( 1 ) و 2 . اصول كافى ، ج 4 / ص 207 .