مرتضى مطهرى

443

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مىگيرند . فكر مسخ‌شده اما به فكر امروز خودمان كه نگاه مىكنيم مىبينيم عمل به عناوين و اسامى مختلف تحقير مىشود ؛ مىبينيم ملت ما به چيزى كه اعتنا ندارد عمل است . مثلًا پيش خودش خيال مىكند كه اگر بتوانم در حرم حضرت رضا عليه السلام يا در حرم امام حسين عليه السلام يك جا قبرى پيدا كنم ، اين جانشين همه چيز حساب مىشود . اين كجا و فكر اسلام كجا ! آيا مردمى كه فكر مىكنند كه اگر در عمرشان هركار كردند ، كردند ولى بعد از فوتشان در پايين پاى حضرت رضا عليه السلام دفن شدند ، همهء كارها يك جا ناديده گرفته خواهد شد ، روى سعادت را مىبينند ؟ فكر نمىكند كه اگر تو در پايين پاى حضرت رضا عليه السلام مىخواهى دفن شوى هارون‌الرشيد هم در پايين پاى حضرت رضا عليه السلام مدفون است ؛ پس يكى از كسانى كه بايد از مجازات الهى مصون بماند هارون‌الرشيد است ، پس چرا وقتى كه از بالاى سر حضرت مىخواهى رد شوى مىگويى بر هارون و مأمون لعنت ؟ اين را مىگويند يك فكر مسخ‌شده و مرده . اينكه مىگوييم احياى تفكر اسلامى ، يكى از مواردش اين است كه در مسئلهء عمل ، فكر ما بايد زنده بشود ، بايد بفهميم اسلام دين عمل است ، دين وابستگيهاى خيالى نيست . مسئلهء بست اسلام بست ندارد . در قديم بست بود و خوب شد آن بستها ور افتاد . كسى كه جرمى مرتكب مىشد و مأمورين مىخواستند او را بگيرند ، مىرفت به خانهء يك مرد متنفّذ ، يك عالم روحانى و آنجا مىنشست و هيچ قدرتى نمىتوانست او را از بست خارج كند . جرم مرتكب شده بود و به حكم قانون عرفى و قانون شرعى بايد محاكمه و مجازات شود ، ولى نه ، آقا رفته در فلان خانه بست نشسته و چه كسى جرئت مىكند او را از بست بيرون بياورد ؟ ما خيال مىكنيم در دستگاه الهى هم از اين بستهاى موهوم وجود دارد ! نه ، اين جور نيست . قسم به خود حسين بن على عليه السلام اين جور نيست . قسم به خود حضرت رضا عليه السلام اين جور نيست . اصلًا اين خلاف فكر حسين بن على عليه السلام است ، خلاف فكر علىّ بن ابىطالب عليه السلام است ، خلاف فكر