مرتضى مطهرى
437
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مرجئه را پيدا كرده است . در ميان تعليماتى كه ما از پيش خودمان به خودمان مىدهيم ، عمل را تحقير مىكنيم . مثلًا مىگوييم انتسابت را به على بن ابىطالب درست كن ، « يا على » بگو ، اسمت شيعه باشد و در ديوان عزاداران حسينى ثبت بشود ، همين كافى است . جزو حزب باش . خيال كرديم - العَياذ باللَّه - حسين بن على عليه السلام يك آدم حزبباز است و مىگويد : هركس كه كارت عضويت در اينجا صادر كرد همان كافى است و مصونيت پيدا مىكند ! اساساً فلسفهء شهادت حسين بن على عليه السلام اين بود كه مىخواست اسلام را در مرحلهء عمل زنده كند . اشْهَدُ انَّكَ قَدْ اقَمْتَ الصَّلوةَ وَ اتَيْتَ الزَّكوةَ وَ امَرْتَ بِالْمَعْروفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ جاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ « 1 » . يعنى تو كشته شدى كه اسلام را در عمل زنده كنى . ولى ما مىگوييم : نه ، او كشته شد براى اينكه عمل را در اسلام بميراند ، انتساب و وابستگى ظاهرى را درست كند ! اين داستان را يادم هست در ده سال پيش در انجمن ماهانه نقل كردم : ابوالفرج اصفهانى كتاب معروفى دارد به نام اغانى يعنى اغنيهها ، آهنگهاى موسيقى . يكى از جرياناتى كه در دنياى اسلام رخ داد اين بود كه خلفا تدريجاً به يك شكل عجيبى به لهو و غنا رو آوردند ، يعنى همان حالتى كه اگر در هر ملتى رسوخ بكند آن را به سوى فساد مىكشاند . دربارهاى آنها شده بود دربار عيّاشى ، شرابخوارى ، رقص ، موسيقى و انواع آهنگها ، بعد چه جناح عظيمى به نام موسيقيدانها و به قول امروز هنرمندان و هنرپيشگان در دنياى اسلام به وجود آمد . ابوالفرج اصفهانى خودش اموى و از مورّخين بسيار زبردست است و اتفاقاً عالم با انصافى است و كتابى نوشته به نام مَقاتل الطالبيين . مقتلهاى آل ابىطالب را ذكر كرده و كتاب معتبرى است و علماى شيعه هم به كتاب او اعتماد مىكنند و انصافاً مىشود گفت اين كتاب را بىطرفانه نوشته است . كتاب اغانى هجده جلد و بيشتر مربوط به سرگذشت هنرمندان و هنرپيشگان و موسيقيدانهاى دنياى اسلام است . او در اين كتابش چيزهاى خيلى عجيبى نقل كرده است . از جمله مىگويد : يك وقت يك شيعى با يك مُرْجئى با يكديگر سخت بر سر همين مسئلهء عمل مباحثه
--> ( 1 ) . مفاتيحالجنان ، زيارت امام حسين عليه السلام در روز عيد فطر و قربان در روضهء مطهره .