مرتضى مطهرى
380
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
و اصول عبادى - كه اينها ركن و اساسند و يك سلسله شعارها داريم وابسته به اين اصول . مثلًا اصل اعتقادى توحيد كه ما داريم ، شعارهايى داريم كه مربوط به اصل توحيد است . ما با اين شعارها وابستگى خودمان را به اصل توحيد اثبات و اعلام مىكنيم ، كه روز گذشته به شعار بسماللَّه الرحمن الرحيم و ضرورت اينكه ما بايد كارها را و مخصوصاً كارهاى بزرگ را و بالاخص كارهاى پرسر و صداى خودمان را با نام خدا و نه تنها با لفظ « به نام خدا » بلكه با همين لفظ بسم اللَّه الرحمن الرحيم شروع بكنيم . و يك سلسله شعارهاى ديگرى داريم كه اين شعارها اعلام وابستگى ماست به اصل نبوت . مثال زدم به خود صلوات و به نامگذاريها كه ضرورت دارد ما براى اينكه وابستگى خودمان را به انبياى عظام و بالاخص به خاتم آنها و اشرف و افضل آنها اعلام بكنيم ، براى خودمان و فرزندان خودمان اعمّ از پسر و دختر از اين اسمهاى مقدس انتخاب كنيم . و باز در موضوع امامت يك سلسله شعارهاى ديگرى داريم كه با آن شعارها وابستگى خودمان را به خاندان طهارت و عصمت و به اصل امامت اعلام مىكنيم ، كه براى همهء اينها مثال ذكر كردم . حال مثالهاى ديگرى عرض مىكنم . شعارهاى ما در مسئلهء معاد يكى از اصول اعتقادى ما اصل معاد است . ما نمىتوانيم مسلمان باشيم و به مسئلهء معاد بىاعتنا باشيم . معاد خود يك حقيقتى است . مفهوم مردن در نظر يك نفر مسلمان با مفهوم مردن در نظر يك نفر مادى و ماترياليست دو مفهوم است . مردن از نظر يك نفر ماترياليست و مادى يعنى تمام شدن ، از بين رفتن ، فانى شدن ، متلاشى شدن و معدوم شدن . ولى مردن از نظر يك انسان الهى و از نظر يك نفر مسلمان يعنى جا به جا شدن ، از خانهاى به خانهاى رفتن ، از نشئهاى به نشئهء ديگر منتقل شدن . اين ديگر ترديد ندارد . ما نمىتوانيم مسلمان باشيم ولى دربارهء مردن ، مادى و مثل مادّيون فكر كنيم . اگر ما كوچكترين ترديدى در اصل معاد داشته باشيم نمىتوانيم خودمان را مسلمان اعلام بكنيم . بنابراين ما يك سلسله مسائل داريم كه در واقع به منزلهء شعارهاى ماست در مسئلهء معاد . اينها بايد در گفتار ما ، در اعمال ما ، در نوشتههاى ما نمايان باشد كه من معتقد به قيامتم ، معتقد به روز جزا هستم ، معتقد به جاودانگى و ابديّت هستم ، من معتقدم كه من و هيچ انسانى معدوم نمىشود بلكه