مرتضى مطهرى

373

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

« زياد » پسر ابوسفيان است از زنا . معاويه هم به سياست مىخواست او را ملحق كند . گفتند بسيار خوب پس « زياد » شد پسر ابوسفيان ؛ از آن روز جزء فاميل اينها شد . يزيد با اينكه از عبيداللَّه تنفر داشت ولى چون از افراد فاميل بود و بنىاميه خيلى رعايت فاميل مىكردند قبلًا حكومت بصره را انحصاراً به او داده بود ولى كوفه كه مركز بود به دست كس ديگر بود . اينجا بود كه فوراً به عبيداللَّه نامه نوشت و گفت ما حكومت كوفه و عراقين را به طور مطلق به تو داديم ؛ برو ، حسين بن على مىآيد ، دفع حسين بن على را به هرشكل كه مصلحت مىدانى بكن ، كه آن جريانها واقع شد و تفصيلش را تا حدى خودتان مىدانيد . و انصاف هم اگر غير عبيداللَّه زياد هركس ديگر مىبود لااقل در يك جا مىماند . اين مرد اين كار را در نهايت قساوت و بىرحمى و بىملاحظگى انجام داد و ريشهء يزيد را هم همان كار كند و ريشهء آل ابوسفيان از همان جا كنده شد . حتى عمر سعد نمىخواست خودش را به جنايتِ كشتن حسين بن على آلوده كند ، هم خدا را مىخواست هم خرما ، و در مدتى كه در كربلا بود به عبيداللَّه نامه پشت سر نامه مىنوشت بلكه كارى كند كه عبيداللَّه از فرمان قتل اباعبداللَّه صرف‌نظر كند ؛ و گاهى دروغهاى مصلحتى و سياسى هم مىنوشت : من با حسين صحبت كردم ، حسين هم خيلى غيرقابل انعطاف نيست ، مىشود به گونه‌اى با او كنار آمد و صلح كرد [ تا ] قضيه با مسالمت برگزار بشود . راوى كه آنجا بوده مىگويد اينها را از خودش مىساخت براى اينكه مىخواست خودش را نجات بدهد و به ارتكاب اين جنايت آلوده نكند . آخرين نامه‌اش كه به دست عبيداللَّه رسيد ، عبيداللَّه كمى به فكر فرو رفت ولى شخصى از حاشيهء مجلس بلند شد و گفت ايّها الامير اشتباه مىكنى ، يك وقت به نامهء پسر سعد ترتيب اثر ندهى كه اگر حسين امروز از چنگال شما نجات پيدا كرد فردا او قوى و نيرومند است و شما ضعيف . گفت : راست گفتى . فوراً نامهء بسيار تند و شديدى به پسر سعد نوشت كه پسر سعد ! ما تو را براى اين فضوليها نفرستاده بوديم ، ما تو را فرستاديم به روى با حسين بجنگى ، تو هر روز براى من نامه مىنويسى و براى حسين بن على خيرخواهى مىكنى ، فضولى موقوف ! اين ساعت كه نامهء من رسيد ، بلافاصله تو بايد با حسين بن على بجنگى . اگر حاضر نيستى ، فرماندهى سپاه را به حامل اين نامه ( شمر بن ذىالجوشن ) بده و ما دستور خودمان را به او داده‌ايم كه