مرتضى مطهرى
27
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بركت اسلام نصيبشان گشته استفاده نكنند ؟ از نظر اين گروه از علماى اسلامى ، هيچ ضرورتى ايجاب نمىكند كه مسلمين به خاطر اتحاد اسلامى ، صلح و مصالحه و گذشتى در مورد اصول يا فروع مذهبى خود بنمايند ، همچنانكه ايجاب نمىكند كه مسلمين دربارهء اصول و فروع اختلافى فيما بين بحث و استدلال نكنند و كتاب ننويسند . تنها چيزى كه وحدت اسلامى ، از اين نظر ، ايجاب مىكند ، اين است كه مسلمين - براى اينكه احساسات كينهتوزى در ميانشان پيدا نشود يا شعلهور نگردد - متانت را حفظ كنند ، يكديگر را سبّ و شتم ننمايند ، به يكديگر تهمت نزنند و دروغ نبندند ، منطق يكديگر را مسخره نكنند و بالاخره عواطف يكديگر را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند و در حقيقت - لااقل - حدودى را كه اسلام در دعوت غيرمسلمان به اسلام لازم دانسته است ، دربارهء خودشان رعايت كنند : ادْعُ الى سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتى هِىَ احْسَنُ « 1 » . براى برخى اين تصور پيش آمده كه مذاهبى كه تنها در فروع با يكديگر اختلاف دارند ، مانند شافعى و حنفى ، مىتوانند با هم برادر باشند و با يكديگر در يك صف قرار گيرند ، اما مذاهبى كه در اصول با يكديگر اختلافنظر دارند به هيچ وجه نمىتوانند با يكديگر برادر باشند . از نظر اين دسته ، اصول مذهبى مجموعهاى بهم پيوسته است و به اصطلاح اصوليون از نوع « اقل و اكثر ارتباطى » است ، آسيب ديدن يكى عين آسيب ديدن همه است . علىهذا آنجا كه مثلًا اصل « امامت » آسيب مىپذيرد و قربانى مىشود ، از نظر معتقدين به اين اصل ، موضوع وحدت و اخوّت منتفى است و به همين دليل شيعه و سنى به هيچ وجه نمىتوانند دست يكديگر را به عنوان دو برادر مسلمان بفشارند و در يك جبهه قرار گيرند ، دشمن هركه باشد . گروه اول به اين گروه پاسخ مىدهند ، مىگويند : دليلى ندارد ما اصول را در حكم يك مجموعهء بهم پيوسته بشماريم و از اصل « يا همه يا هيچ » در اينجا پيروى كنيم . اينجا جاى قاعدهء « الْمَيْسورُ لايَسْقُطُ بِالْمَعْسور » و « ما لايُدْرَكُ كُلُّهُ لايُتْرَكُ كُلُّه » است . سيره و روش شخص اميرالمؤمنين على عليه السلام براى ما بهترين و آموزندهترين درسهاست . على عليه السلام راه و روشى بسيار منطقى و معقول كه شايستهء
--> ( 1 ) . نحل / 125 .