مرتضى مطهرى

267

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

زندگى به دورهء ماقبل حجر ، دورهء حجر ، دورهء آهن ، دورهء اتم و امثال اينها تقسيم مىكنند ولى اين دوره‌ها در زندگى حيوانات - حتى حيوانات اجتماعى نظير زنبور عسل و مورچه و موريانه - وجود ندارد . دوره‌هاى زندگى بشر را از نظر روابط اقتصادى به دورهء اشتراك اوليه ، دورهء فئوداليسم ، دورهء كاپيتاليسم ، دورهء بورژوازى و امثال اينها تقسيم مىكنند . ولى حيوانات چنين دوره‌هايى ندارند ؛ همان نظامى كه دارند هميشه هست . از نظر نظامات سياسى ، زندگى بشر شكلهاى مختلف داشته است و هنوز دارد ، انواع رژيمها ، رژيمهاى استبدادى ، رژيمهاى مشروطهء سلطنتى ، مشروطهء غير سلطنتى ، جمهورى و . . . در زندگى حيوانات اجتماعى از اول تا آخر يك رژيم بيشتر وجود نداشته است . اين سؤال مطرح است : اين راز چيست و در كجاست كه بشر درجا نمىزند و حيوانات درجا مىزنند ؟ نقل و انتقال تمدن و فرهنگ بشرى مسئلهء ديگر اين است : تمدن و فرهنگ بشرى در يك جا ثابت نيست ، نقل و انتقال دارد . تاريخ نشان مىدهد كه در طول اين چند هزارسالى كه بشر موفق به تشكيل تمدن و ايجاد فرهنگ شده است ، در هر دورهء صد ساله ، دويست ساله ، پانصد ساله ، هزارساله يك نقطهء زمين يعنى يك گروه از بشر ، يك نژاد از بشر ، يك ملت از بشر مشعلدار تمدن و فرهنگ بشرى بوده ، بعد - مثل خورشيد كه در يك جا مدتى هست بعد غروب مىكند ، آن جايى كه روز بوده شب مىشود و جاى ديگر روز مىشود - كم‌كم اين تمدن و فرهنگ از آنجا غروب كرده و در جاى ديگرى طلوع كرده است . آنجا هم دويست سال ، پانصد سال ، هزارسال بوده باز غروب كرده و در جاى ديگر طلوع كرده است ، و همين‌طور . معنايش اين است كه اقوام بشرى از نظر تمدن و فرهنگ ، اعتلا و انحطاط دارند . هر قومى يك دوره‌اى دورهء اعتلاى تمدن و فرهنگ اوست ، بعد نوبت انحطاط و تنزل تمدن و فرهنگ او مىرسد . تاريخ نشان مىدهد يك وقتى چين مركز تمدن و فرهنگ عالم بوده است ، زمانى مصر ، يك وقتى ايران ، زمانى بابِل و يك وقتى جاى ديگر . در دوره‌هاى نزديك ما يك وقتى بغداد كه مركز تمدن اسلامى بوده چنين بوده است و زمانى اندلس . در دورهء اسلامى مدتى مصر [ مركز تمدن و فرهنگ دنياى اسلام ] بوده است . ايران خودمان مدتى در دورهء اسلامى مركز بوده است . حالا اروپا و آمريكا مركز