مرتضى مطهرى
268
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
تمدن و فرهنگ دنيا هستند . ولى شما وارد زندگى حيوانات اجتماعى نظير مورچه يا زنبور عسل بشويد ، هرگز اين حرفها وجود ندارد . نمىگويند تمدن زنبورى يك وقتى در ايران بوده ، زمانى در چين بوده ، يك وقتى در مصر بوده ، زمانى در هند بوده ، يك وقتى در اروپا بوده ، زمانى در آمريكا بوده و حالا در فلان نقطهء دنياست ؛ بلكه تمدن زنبورى هر جاى عالم كه بوده يك جور بوده است ، ترقى و انحطاطى در آن وجود ندارد . تنازع در زندگى اجتماعى بشر مسئلهء سوم كه مسئلهء مهمى است اين است : چه رازى در كار است كه در زندگى اجتماعى بشر ، اين موجود اشرف مخلوقات ، هميشه تضاد ، كشمكش ، تصادم و تنازع به صورتهاى مختلف - يك شكلش جنگ و خونريزى است - وجود داشته است و وجود دارد ؟ آيا روزى هست كه در هيچ جاى دنيا كشمكش و حتى جنگ و خونريزى وجود نداشته باشد ؟ نه . در قديم هر منطقهاى فقط از خودش آگاه بود ، از منطقهء ديگر آگاه نبود ، اگر هم آگاه مىشد بعد از مدتها بود . مثلًا اگر در مصر جنگى رخ مىداد اصلًا مردم ايران اطلاع پيدا نمىكردند . ممكن بود صدها هزار نفر كشته بشوند و اينها تا آخر عمر اطلاع پيدا نكنند . اندلس اسلامى را مسيحيها با آن وضع بسيار فجيع تصرف كردند و آنچنان مسلمين را قتل عام كردند و بر ولىّالنعمهاى خودشان - چون هرچه داشتند از مسلمين داشتند - جنايت كردند كه گوستاو لوبون فرانسوىِ مسيحى به حسب منطقه ( نمىدانم به حسب اعتقاد هم مسيحى بوده يا نه ) مىگويد چنين جنايتى در دنيا بىنظير است ، يعنى جنايت مغول در مشرقزمين نسبت به جنايت مسيحيها در اندلس چيزى نيست ؛ و واقعاً هم اينجور است . با يك قساوتى قتلعام كردند كه انسان حيرت مىكند كه آيا بشر هم اينقدر قسىّالقلب مىشود ؟ ! آنها مسلمان بودند ، شرق عالم اسلامى و ايران خود ما هم مسلمان بود . تقريباً با عهد تيموريها و قبل از صفويه مطابق مىشود . اصلًا در تواريخ مشرقزمين اسلامى منعكس نيست كه چنين حادثهاى رخ داده است . خبردار نشدند ، چون وسائل ارتباط نبود . حال غفلت و در خواب بودن يك مسئله است ، وسيلهء ارتباط نبودن مسئلهء ديگرى است . آنهايى كه در جاهاى ديگر دنيا زندگى مىكردند مىگفتند دنيا در امن و امان است . ولى امروز وسائل ارتباط جمعى لااقل اين آگاهى