مرتضى مطهرى

232

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

به حق بر او فشار بياورد ، جور و ظلم به او بيشتر فشار خواهد آورد . زيرا دو نوع فشار به روح آدمى وارد مىشود : يكى فشار و ضغطه‌اى است كه عوامل محيط و اجتماع وارد مىآورند ، تنه‌اى است كه ديگرى به انسان مىزند ، ضربه و شلّاقى است كه ديگرى وارد مىآورد ، حبس و زندانى است كه ديگرى او را گرفتار كرده است ؛ يك نوع ديگر فشارها و ضغطه‌هايى است كه از داخل روح بر آدمى وارد مىآيد ، مثل فشار حسد ، فشار كينه ، فشار انتقام‌جويى ، فشار حرص و آز و طمع . اگر عدالت اجتماعى برقرار شود ، از لحاظ عوامل خارجى تأمين پديد مىآيد ، زيرا در آن صورت كسى نمىتواند به حق ديگرى تجاوز كند ، از اين جهت كسى نمىتواند روح او را در تنگى و فشار قرار دهد . و اما اگر عدالت برقرار نشد و ميدان ، ميدان زور و ظلم و غارت و چپاول شد ، آنها كه تحت فشار عوامل روحى حرص و طمع هستند مطامعشان بيشتر تحريك مىشود و بيشتر تحت فشار قوى اين عاملها قرار مىگيرند و رنج مىبرند . پس كسى كه محيط عدالت بر او فشار آورد ، محيط ظلم بيشتر او را مىفشارد . ابن ابىالحديد مىگويد : بعد از قتل عثمان ، مردم در مسجد جمع شده بودند كه ببينند كار خلافت به كجا مىكشد و چون غير از على عليه السلام كسى ديگر نبود كه مردم به او توجهى داشته باشند و از طرفى هم عده‌اى بودند كه رسماً خطابه مىخواندند و سخنرانى مىكردند و در اطراف شخصيت على عليه السلام و سوابق او در اسلام صحبت مىكردند ، مردم هجوم آوردند و با على عليه السلام بيعت كردند . آن سخنان را كه فرمود : مرا رها كنيد و ديگرى را بگيريد ، زيرا اوضاع آينده چنين و چنان است و بعلاوه من كسى نيستم كه از آنچه خود مىدانم كوچكترين انحرافى پيدا كنم ، در همين وقت بود كه آمده بودند بيعت كنند و به عنوان اتمام حجت در اول كار خود آن سخنان را ايراد كرد . اخطار مهم مىگويد در روز دوم رسماً در مسجد بالاى منبر رفت و به آنچه روز گذشته با اشاره گفته بود تصريح كرد و فرمود : خداوند خودش مىداند كه من علاقه‌اى به امر خلافت از آن جهت كه رياستى و قدرتى است ندارم . از پيغمبر اكرم شنيدم كه فرمود : هركس بعد از من زمام امور امت را به دست بگيرد ، روز قيامت او را بر صراط نگه خواهند