مرتضى مطهرى

233

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

داشت و ملائكهء الهى نامهء عمل او را باز مىكنند ؛ اگر به عدالت رفتار كرده باشد ، خداوند او را به موجب همان عدالت نجات خواهد داد و گرنه صراط تكانى مىخورد و او را به قعر جهنم مىاندازد . بعد به طرف راست و چپ نگاهى كرد و اشخاصى را كه در گوشه و كنار بودند از زير نظر گذراند و آنگاه فرمود : آن عده‌اى كه دنيا آنها را در خود غرق كرده و املاك و نهرها و اسبان عالى و كنيزكان نازك‌اندام براى خود تهيه كرده‌اند ، فردا كه همهء اينها را از آنها مىگيرم و به بيت‌المال برمىگردانم و به آنها همان قدر خواهم داد كه حق دارند ، نيايند و نگويند كه على ما را اغفال كرد ، اول چيزى مىگفت و حالا طور ديگرى عمل مىكند ، على آمد و ما را از آنچه داشتيم محروم كرد . من از همين الآن برنامهء روشن خود را اعلام مىكنم . بعد شرحى صحبت كرد و چون عده‌اى كه براى خود امتياز قائل بودند و مورد اتهام بودند ، دليلشان اين بود كه ما حق صحبت و مصاحبت پيغمبر را داريم و در راه اسلام چنين و چنان زحمت كشيده‌ايم ، به آنها فرمود : من منكر فضيلت صحبت و سابقهء خدمت افراد نيستم ، اما اينها چيزهايى است كه خداوند خود اجر و پاداش آنها را خواهد داد ، اينها مجوّز نمىشود كه امروز ما ميان آنها و ديگران فرق بگذاريم ، اين امور ملاك تبعيض واقع نمىشود . آغاز كناره‌گيريها و بهانه‌گيريها روز ديگر آنها كه مىدانستند مشمول حكم على خواهند شد آمدند و به كنارى نشستند و مدتى با هم مشورت كردند ، نماينده‌اى از طرف خود فرستادند . آن نماينده وليد بن عقبة بن ابىمعيط بود . آمد و اظهار داشت : يا اباالحسن ، اولًا خودت مىدانى كه همهء ما كه اينجا نشسته‌ايم به واسطهء سوابقى كه با تو در جنگهاى اسلام داريم دل خوشى از تو نداريم و غالباً هركدام از ما يك نفر داريم كه در آن وقتها به دست تو كشته شده ، ولى ما از اين جهت صرف‌نظر مىكنيم و با دو شرط حاضريم با تو بيعت كنيم : يكى اينكه عطف به ما سبق نكنى و به گذشته هرچه شده كارى نداشته باشى ، بعد از اين هرطور مىخواهى عمل كن ؛ دوم آنكه قاتلان عثمان را كه الآن آزاد هستند به ما تسليم كن كه قصاص كنيم ، و اگر هيچ كدام را قبول نمىكنى ما ناچاريم برويم به شام و به معاويه ملحق شويم . فرمود : اما موضوع خونهايى كه در سابق