مرتضى مطهرى
207
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
باطن قبول نكردهاند . عبارت حضرت اين است كه پيغمبر مىفرمود : انّى لا اخافُ عَلى امَّتى مُؤْمِناً وَ لا مُشْرِكاً من از مؤمنين بر امتم بيم ندارم ، از مشركين هم بر امتم بيم ندارم امَّا الْمُؤْمِنُ فَيَمْنَعُهُ اللَّهُ بِايمانِهِ اما مؤمن ، خدا به موجب همان ايمانش او را باز مىدارد ؛ يعنى ايمان مؤمن به او اجازه نمىدهد خطرى براى اسلام به وجود بياورد . وَ امَّا الْمُشْرِكُ فَيَقْمَعُهُ اللَّهُ بِشِرْكِهِ مشرك چون متظاهر به شرك خودش هست خدا او را به همين موجب مىكوبد وَ لكِنّى اخافُ عَلَيْكُمْ كُلَّ مُنافِقِ الْجَنانِ عالِمِ اللِّسانِ « 1 » آن كه من از او بر شما نگرانم منافق است كه زبانش دانا و متظاهر است و به خير و اسلام مىچرخد ، بلكه همهء تظاهراتش تظاهرات اسلامى است اما دلش به سوى ديگر است . از اينجا انسان مىفهمد كه خطر منافق و نفاق چقدر بزرگ است ! وقتى قرآن را نگاه مىكنيم مىبينيم تكيهء عظيمى دارد راجع به نفاق و منافق . آياتش را جمعآورى نكردهام ولى زياد است . مىبينيم پيغمبر اكرم هم مىگويد من از كس ديگر حتى از مشركان و كافران بر امت خودم بيم ندارم ولى از منافقان ، از مسلمانانى كه متظاهر به اسلامند ولى مدلّس و رياكار و متظاهر و دكاندار هستند و باطن و عمق دلشان به اسلام ايمان نياورده است ، من از اينها بر دين خودم مىترسم . ماهيت نفاق نفاق يك مسئلهء عجيبى است براى بشر . شنيدهايد كه معمولًا دانشمندان ، فلاسفه و روانشناسان ، براى انسان مختصاتى ذكر مىكنند . وقتى مىخواهند انسان را از حيوانات ديگر مجزا كنند كه نوعِ خودش باشد غير از انواع ديگر ، مثلًا مىگويند انسان حيوانى است كه ناطق است به معنى اينكه كليات را درك مىكند يا به معنى سخنگو . حيواناتِ ديگر سخن نمىگويند و مكالمه ندارند ، لااقل مكالمهء صوتى مثل ما ندارند . يا مىگويند « تعجب » از مختصات انسان است . انسان تعجب مىكند . گاهى با يك مسائلى مواجه مىشود ، حالتى به او دست مىدهد ، اسمش را « تعجب » مىگذارند . مىگويند حيوانات تعجب ندارند . انسان مىگريد ؛ در مقابل حادثه ناگوارى كه برايش پيش مىآيد هق هق مىگريد و اشكهايش جارى مىشود . در
--> ( 1 ) . نهجالبلاغه ، نامهء 27 .