مرتضى مطهرى
187
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اختيار ما مىگذاشت . فرمود : ولى شما حق نداشتيد ، اين خلاف مقررات است . فرمان داد همه لباسهايشان را بيرون آورند و دومرتبه لباسهاى اصلى خودشان را بپوشند . آمدند مكه . پيغمبر اكرم از آنها سؤال كرد على چطور امير و فرماندهى براى شما بود ؟ گفتند : يا رسولاللَّه ! على همه چيزش خوب است ولى يك مقدار سختگير است . همين جريان را نقل كردند كه اين جور با ما رفتار كرد . پيغمبر اكرم ظاهراً چهرهشان را عبوس كردند و به اين مردم ناراحتى نشان دادند كه چرا به على اعتراض مىكنيد ؟ فرمود : دربارهء على سخن مگوييد انَّهُ لَاخْشَنُ ( يا لَاخَيْشِنٌ ) فى ذاتِ اللَّه على آنجا كه پاى حقيقت و پاى دستور خدا در كار بيايد تبديل به يك موجود بىعاطفه مىشود . همين شخصى كه سراسر عاطفه است عاطفه را در دستور الهى هرگز دخالت نمىدهد . به هر حال اين هم يكى از جهاتى است كه بعضى گفتهاند . ولىبا اينها حادثهء به اين مهمى را نمىشود توجيه كرد : همهء مسلمين يك مرتبه مرتد شدند و از اسلام برگشتند . چطور مىشود چنين حرفى را گفت ؟ ! مسلمين همه در اين يك مسئله تمرد پيشه كردند . خيلى بعيد نيست ولى آيا همهء مسلمانها را مىشود گفت متمرد شدند يا يك مسئلهء ديگرى در كار است و آن اين است : نظريهء صحيح : مسلمين اغفال شدند مسلمين در اين مسئله اغفال شدند ؛ يعنى عدهاى متمرد شدند ، آن عدهء زيرك متمرد عامهء مسلمين را در اين مسئله اغفال كردند . آيهاى در اول خواندم ، از اين آيه ما مىتوانيم بحث خودمان را شروع كنيم و هم مىتوانيم از همين آيه استنتاج و نتيجهگيرى كنيم . همين آيهاى است كه دربارهء نصب اميرالمؤمنين يعنى بعد از تعيين اميرالمؤمنين به خلافت نازل شد . آيه اين است : الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَروا مِنْ دينِكُمْ امروز كافران از دين شما مأيوس گشتند ؛ يعنى از امروز ديگر كافران نااميدند كه از راه كفر ، از خارج حوزهء اسلام به اسلام حمله كنند ، ديگر مأيوس شدند كه از اين راه نتيجه بگيرند ، فهميدند كه ديگر اسلام را نمىشود از بيرون كوبيد . فَلاتَخْشَوْهُمْ مسلمانها ! ديگر از كافران بيم نداشته باشيد و نگران نباشيد . تا اينجا دو جمله است : جملهء اول يك واقعيت تاريخى را بيان مىفرمايد . در جملهء دوم تأمين مىدهد . در جملهء اول مىگويد آنها ديگر كارى نخواهند كرد چون نااميدند ، ديگر بعد از اين