مرتضى مطهرى
143
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
است . اسلام تنها به اين كار قناعت نمىكند كه به ضعيف بگويد آقاى ضعيف ! برو حق خودت را از قوى بگير و قوى شو . اسلام اين را مىگويد ، ولى حال اگر ضعيف رفت حق خودش را از قوى گرفت و قوى شد بعد اين قوى چه مىشود ؟ خود او به جاى قوى اول مىآيد يعنى مثل قوى اول ، ظالم و ستمگر مىشود . اسلام گذشته از اينكه به ضعيف مىگويد قوى شو و حق خودت را بگير ، به قوى مىگويد : اى قوى ! در مقابل ذات پروردگار [ قدرتى نيست ؛ ] تو خدايى دارى ، آخرت و معادى دارى ، جزايى دارى ؛ اين جهان حساب و كتابى دارد ؛ خيال نكن كه فقط تو قوى هستى و اين انسانها ضعيف ، ما فوق قوى قوى ديگرى هست ، انَّ اللَّهَ قَوىٌّ شَديدُ العِقابِ « 1 » ، خداى قوى و شديدالعقاب بالاسر همه قرار گرفته است ؛ همانطورى كه على عليه السلام در فرمان خودش به مالك اشتر مىنويسد : اى مالك ! فَانَّكَ فَوْقَهُمْ من اعتراف مىكنم كه تو ما فوق اين تودهء مردمى هستى كه من تو را والى آنها قرار دادم . بنابراين تو به موجب اينكه ما فوق هستى ممكن است مغرور بشوى و ظلم و ستم بكنى اما بدان وَ والِى الْامْرِ عَلَيْكَ فَوْقَكَ و آن كسى كه اين فرمان را به تو داد و تو را والى مصر قرار داد - كه خود من باشم - ما فوق توست ، من قدرت بزرگتر از تو هستم ، يعنى بدان كه من متوجه كارهاى تو هستم ، اگر تخلف بكنى تو را مجازات مىكنم . من چه ؟ آيا من ديگر آن قوى و قادرى هستم كه ما فوق من قدرتى نيست ؟ نه ، وَ اللَّهُ فَوْقَ مَنْ وَلّاكَ « 2 » و اما خداى تبارك و تعالى ما فوق آن كسى است كه ما فوق توست ، مافوقِ ما فوق توست . ما فوق تو من هستم و خدا بالاسر همهء ماست ، ما بايد خدا را در نظر بگيريم . بنابراين عامل سلبكنندهء آزادى را از چه راه مىشود كنترل كرد ؟ از همين راه كه وَ اللَّهُ فَوْقَ مَنْ وَلّاكَ ، از راه ايمان به خداى عادل ، حكيم ، قوى و شديدالعقاب . راه دومش عرض كرديم محدوديت قدرتهاست كه آن را در بحث تشكيلات اجتماعى بحث مىكنيم .
--> ( 1 ) . انفال / 52 . ( 2 ) . نهجالبلاغه ، نامهء 53 .