مرتضى مطهرى

114

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

داشت گفت خدا گفته است من بايد عمل بكنم ، من در مقابل امر خدا تسليمم چون اعتماد و اطمينان دارم ، مطمئنم خدا كه دستور بدهد بيهوده نيست . همين طورى كه عرض كردم دين اسلام دين تعقّل و دين فهم است . بسيارى از دستورها و شايد همهء دستورهايى كه در قرآن هست به فلسفه‌اش هم اشاره مىكند . فلسفهء احكام را دانستن براى معرفت بسيار خوب است اما براى عمل چطور ؟ آيا ما اول بايد فلسفه‌ها را بفهميم بعد عمل كنيم ، كه اگر نفهميديم عمل نمىكنيم ولو بدانيم كه اسلام گفته است ؟ اگر اين جور شد ، ديگر عمل ما خالص نيست ، اخلاصمان كم است . در دعاى قنوت [ نماز عيد فطر ] خوانديم كه : اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ خَيْرَ ما سَئَلَكَ بِهِ عِبادُكَ الصّالِحونَ وَ اعوذُ بِكَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُكَ الْمُخْلَصونَ . بندگان مخلص اين طورند . بندهء مخلص در مقام بندگى مىگويد من بايد همين قدر بدانم كه امر او هست يا نه . اگر امر او هست ، من به امر او اعتماد دارم ، مىدانم امر او بيهوده نيست . موضوع ، قربانى دادن است ، از نظر اسماعيل جان خود را فدا كردن و از نظر ابراهيم فرزند را در راه خدا دادن ، و از نظر مقام تعبّد و تسليم يك موضوعى است كه اصلًا براى ابراهيم هيچ توجيهى نداشت ولى با خود مىگويد خدا گفته ، چون خدا گفته من عمل مىكنم . كاردى را تيز و آماده مىكند . به توصيهء خود اسماعيل ريسمانى هم با خودش برمىدارد كه دست و پاى اين بچه را ببندد ، چون گفت : پدر جان ! نكند در وقتى كه اين رگهاى من جدا مىشود و من درد مىكشم دست و پا بزنم و تو ناراحت بشوى . ابراهيم مىرود « 1 » . شيطان به صورت يك انسان مجسم شد « 2 »

--> ( 1 ) . راه مكه به منى راه اصلىِ منى است . البته ما حالا كه به منى مىرويم ، اول به عرفات مىرويم . بعد ، ازعرفات برمىگرديم . عرفات در مشرق مكه است ولى منى در شمال شرقى مكه است . عرفات در چهار فرسخى است و منى در دو فرسخى بلكه كمتر از دو فرسخى . طبعاً اگر ما بخواهيم به منى برويم بايد از همان راه شمال برويم بعد بپيچيم به طرف مشرق ، مىرسيم به منى . و مستحب هم همين طور است كه حجاج وقتى مىخواهند در شب نهم به عرفات بروند ، از راه منى بروند و شب را هم در منى بمانند و براى روز نهم كه روز عرفه است به عرفات بروند كه از ظهر تا غروب بايد در عرفات باشند ، دومرتبه برگردند . ولى حالا چون حجاج خيلى زياد هستند و اگر بخواهند از راه منى بروند زحمت به وجود مىآيد و اين كار البته واجب هم نيست و مستحبى است ، اين است كه حاجيها را از راه ديگر به عرفات مىبرند . بعد در برگشتن ، طبق دستور و وظيفه شب دهم بايد در مشعرالحرام - كه نزديك منى است - بمانند و بعد هم روز دهم بايد براى قربانى به منى بيايند . ابراهيم از همان راه اصلى رفت . ( 2 ) . جمراتى كه الآن مىبينيم ، يادگار آن روز است . ما اگر از طرف مكه به طرف عرفات بياييم ، اول به جمرة العقبه مىرسيم بعد به جمرات بعدى . ولى از راه عرفات كه برويم ، برعكس است و لهذا اول كه ما مىآييم ، آن جمرهء آخرى را به اصطلاح رمى جمرات مىكنيم . اين خودش يك حسابى است كه هركسى در هر حدى كه هست باز يك شيطانى مىآيد تا او را به نوعى وسوسه كند . كسانى كه اهل سير و سلوك هستند حرفهاى عجيبى مىزنند ، مىگويند هيچ وقت شيطان به آن صورت براى ما نمىآيد ، چون ما ضعيفتر از آن هستيم كه شيطان به آن شكل بيايد و ما را اغوا كند . هركه قويتر باشد شيطان به شكل قويترى براى اغواى او مىآيد .