مرتضى مطهرى

112

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مىگوييد برو فلان كار را بكن . يك وقت مىفهمد كه اگر اين كار را بكند چه فايده‌اى دارد ، يا مىپرسد فايدهء اين كار چيست ، آيا ممكن است بفرماييد كه چه فايده‌اى دارد ؟ او اگر بفهمد و اطاعت كند ، از نظر خودش خيلى مهمتر است كه فهميده و اطاعت كرده است . اما وقتى كه بفهمد ، نيمى دستور عقل خودش را به كار بسته ، نيمى ديگر دستور آن آمر و فرمان‌دهنده را . اما اگر فلسفه را نفهمد و صرفاً روى اعتماد كامل به فرمانِ فرمان‌دهنده عمل كند ، اين از نظر اطاعت و عبادت مقام بالاترى دارد . او به قدرى به دستورهاى اين آقا يا به دستورهاى اين طبيب مطمئن است كه با اينكه يك ذره از فلسفهء آن چيزى نمىداند ولى مىگويد من آن را مىدانم . مثل اينكه شما خودتان گاهى اوقات به يك طبيبى آنقدر اعتماد پيدا مىكنيد ، آنقدر به دستورهاى او اعتماد داريد كه هرچه بگويد - ولو آنكه يك ذره فلسفه‌اش را نفهميد - عمل مىكنيد . يك كسى مىگويد آقا ! اين كارها چيست كه مىكنى ؟ مىگويد آن كسى كه من حرفش را گوش مىكنم آنقدر به او اطمينان و اعتماد دارم كه مىدانم بيهوده حرف نمىزند و يك حسابى در كار است . اين را من مخصوصاً به جوانان عرض مىكنم كه از نظر مقام عبوديت با اينكه انسان خوب است كوشش كند فلسفه‌هاى احكام را بفهمد اما يك وقت اين در دِماغ آدم نيايد كه من هر دستورى را كه فلسفه‌اش را بفهمم به كار مىبندم اما اگر فلسفه‌اش را نفهمم به كار نمىبندم ؛ اسلام گفته ، ولى من به كار نمىبندم چون من نمىفهمم فلسفه‌اش چيست . اين معنايش اين است كه من به اسلام اعتماد كامل ندارم ؛ او دستورش را بدهد ، من اگر خودم هم فلسفه‌اش را فهميدم عمل مىكنم ، اگر نفهميدم نه . پس تو به حرف اسلام گوش نمىكنى ، به اسلام اعتماد ندارى ، به حرف خدا اعتماد ندارى ، به حرف قرآن اعتماد ندارى . مىخواهى بفهمى ، اگر فهميدى عمل مىكنى . نه ، شما اين جور بايد باشيد كه بگوييد من به دستور اسلام اعتماد دارم ، هرچه اسلام بگويد مىگويم « آمَنّا و سَلَّمْنا » ، من عمل مىكنم . ولى براى اينكه معرفتم زياد بشود مىخواهم فلسفه‌اش را بفهمم ، نه اينكه براى اينكه عمل بكنم مىخواهم فلسفه‌اش را بفهمم ؛ نه ، من به هرحال به اسلام اعتماد دارم . به من گفته‌اند نماز صبح دو ركعت است ، نماز ظهر چهار ركعت . چرا نماز صبح دو ركعت ، نماز ظهر چهار ركعت ؟ من نمىدانم ، ولى من به دستور اسلام اعتماد دارم . كوشش هم مىكنم ، اگر توانستم بفهمم بسيار خوب ؛ اگر نتوانستم ، فهميدن من مقدمهء عمل كردن نيست .