مرتضى مطهرى

110

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

آن بود كه رعبش در دل مردم جا بگيرد . حال ، ابراهيم را چطور در آتشها بيندازند ؟ آنهايى كه مىخواهند او را در آتش بيندازند ، خودشان نمىتوانند جلو بروند . ناچار منجنيق و وسيلهء پرتاب ايجاد كردند . ابراهيم را روى منجنيق بلندى بردند و از فاصلهء چند ده مترى در ميان آتشها پرت كردند . اما اين قهرمان توحيد نه تنها در مقابل جلّادهايى كه براى كشتن و احراق او آمده بودند خم به ابرو نياورد ، اظهار عجز و ناتوانى نكرد ، التماس نكرد ، حرف تقيه‌آميزى نگفت ، بلكه در همان حالى كه از آن بالا در خرمن آتش پرت مىشد جبرئيل امين ظاهر شد - او با جبرئيل مأنوس بود و هميشه جبرئيل حامل وحى خدا بود - و گفت : ابراهيم ! حاجتى دارى يا نه ؟ گفت : « امّا بِكَ فَلا » به تو نه ، آن كسى كه به او حاجت دارم خودش مىداند ، گفتن نمىخواهد . ابراهيم با چنين روحى در آتش افتاد و فرو رفت كه آتش بر او بَرد و سلام شد ؛ يعنى آتش بر او سرد شد ، آتش براى او گلزار شد ، نه اينكه آتش گلزار بود كه او مىرفت . خدا آتش را بر چنين فردى سرد كرد و اثر آتش را از آن گرفت . موحد آن كسى نيست كه فقط در فكرش موحد باشد ، يعنى بتواند براى توحيد دليل بياورد ، براى توحيد كتاب بنويسد ، در باب توحيد سخنرانى كند ، در راه توحيد مباحثه كند ، هركسى با او مباحثه كند جوابش را بدهد . البته اين يك مرحلهء توحيد است ، لازم هم هست . اما توحيد آنوقت براى انسان توحيد واقعى است كه تا آن اعماق روحش نفوذ كرده باشد ، يعنى غير از خدا چيزى را نبيند و چيزى را نخواهد و از چيزى نترسد . اگر انسان به حدى رسيد كه غير از رضاى خدا هيچ چيزى را نخواست و هرچه را كه خواست به آن دليل خواست كه رضاى خدا در اوست ، موحد واقعى است ؛ يعنى اگر سر سفره هم نشست فكر مىكند كه الآن رضاى خدا در اين است كه من غذا بخورم يا نه ؟ اگر حساب كرد رضاى خدا در اين است كه من اين غذا را بخورم چون غذا حلال است ، من هم گرسنه هستم و به غذا احتياج دارم ، بايد غذا بخورم تا نيرو بگيرم تا بتوانم وظايف خودم را در راه رضاى خدا انجام بدهم پس مىخورم ، و اگر از هيچ چيزى غير خدا هم نترسيد و باك نكرد و اگر در راه خدا از هيچ چيزى مضايقه نكرد ، به چنين فردى مىگويند موحد عملى . همان طورى كه ديديم ابراهيم از جانش به هيچ شكل مضايقه نكرد ، او را در آتشها انداختند اهميت نداد . او آماده بود براى اينكه در اين آتشها كباب بشود .