مرتضى مطهرى

51

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

در نهايت امر آنچه مىتواند جلو استبداد را بگيرد ، شعور و آگاهى سياسى و اجتماعى مردم و نظارت آنها بر كار حاكم است . وقتى كه چنين شعور و چنين احساس و چنين آگاهى در تودهء مردم پيدا شد ، آنوقت است كه اژدهاى سياه استبداد در بند كشيده مىشود . و البته اين بدان معنى نيست كه نبايد به رژيم كار داشت و رژيم هرگونه بود ، بود ، بلكه به معنى اين است كه رژيم خوب آنگاه مفيد است كه سطح شعور سياسى مردم بالا رود . و لهذا كواكبى مانند سيد جمال ( و بر خلاف عبده ) براى فعاليتهاى سياسى و بالا بردن سطح شعور سياسى تودهء مسلمان نسبت به ساير شئون اصلاحى زندگى آنها حق تقدم قائل بود و هم معتقد بود كه شعور سياسى را با استمداد از شعور دينى آنها بايد بيدار كرد . كواكبى به همبستگى دين و سياست سخت پايبند بود و مخصوصاً دين اسلام را يك دين سياسى مىدانست و معتقد بود كه توحيد اسلام اگر درست فهميده شود و مردم مفهوم حقيقى كلمهء توحيد يعنى لا الهَ الّا اللَّه را درك كنند به استوارترين سنگرهاى ضد استبدادى دست مىيابند . كواكبى مانند دو سلف ارجمندش سيد جمال و عبده ، تكيهء فراوانى بر روى اصل توحيد از جنبهء عملى و سياسى مىكرد . او مىگويد : معنى كلمهء لا الهَ الّا اللَّه كه افضل ذكرها در اسلام شمرده شده و بناى اسلام بر آن نهاده شده ، اين است كه معبود بحقى جز خداى بزرگ نيست و معنى عبادت ، فروتنى و خضوع است . پس معنى لا الهَ الّا اللَّه اين است كه جز خداى يگانه هيچ موجودى شايستهء فروتنى و كرنش نيست . هر خضوع و فروتنى كه در نهايت امر ، اطاعت امر خداى بزرگ نباشد ، شرك و بت‌پرستى است . كواكبى توحيد اسلامى را تنها توحيد فكرى و نظرى و اعتقادى كه در مرحلهء انديشه پايان مىيابد نمىداند ، آن را تا مرحلهء عمل و عينيّت خارجى توسعه و گسترش مىدهد ، يعنى بايد نظام توحيدى برقرار كرد . انصاف اين است كه تفسير دقيق از توحيد عملى ، اجتماعى و سياسى اسلام را هيچ كس به خوبى علامهء بزرگ و مجتهد سترگ مرحوم ميرزا محمدحسين نائينى ( قدّس سرّه ) توأم با استدلالها و استشهادهاى متقن از قرآن و نهج‌البلاغه در كتاب ذىقيمت تنبيه الامّة و تنزيه الملّة بيان نكرده است . آنچه امثال كواكبى مىخواهند ، مرحوم نائينى به خوبى در آن كتاب از نظر مدارك اسلامى به اثبات رسانيده است . ولى افسوس كه جوّ عوام‌زدهء محيط ما كارى كرد كه آن مرحوم پس از نشر آن كتاب