مرتضى مطهرى
52
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
يكباره مهر سكوت بر لب زد و دم فرو بست . كواكبى مدعى است كه هر مستبدى كوشش دارد براى تحكيم و تثبيت پايههاى استبداد خود ، به خودش جنبهء قدسى بدهد و از مفاهيم دينى براى اين منظور بهره جويد . تنها آگاهى و بالا بودن سطح شعور دينى و سياسى مردم است كه جلو اين سوء استفادهها را مىگيرد . كواكبى برخى علماى پيشين اسلامى ( از اهل تسنن ) را مورد انتقاد قرار مىدهد كه آنها به نظم و امنيت ، بيش از حد بها دادهاند تا آنجا كه عدل و آزادى را فداى نظم و امنيت كردهاند ؛ يعنى به بهانهء نظم و امنيت ، مانع رشد آزادى شدهاند و اين همان چيزى است كه مستبدان و ستمگران مىخواهند . ستمگران و مستبدان همواره به بهانهء برقرارى نظم و حفظ امنيت ، آزادى را كه عاليترين موهبت الهى است و جوهر انسانيت است كشتهاند و عدل را زير پا قرار دادهاند . كواكبى در رابطهء نظم و آزادى ، براى آزادى حق تقدم قائل است و در رابطهء دين و سياست و يا دين و آزادى ، دين را عامل باارزش تحصيل آزادى واقعى و بيداركنندهء احساس سياسى مىشمارد و در رابطهء علم و آزادى يا علم و سياست معتقد است همهء علوم الهامبخش آزادى نيستند و از نظر آگاهى اجتماعىدادن در يك درجه نمىباشند . لهذا مستبد از برخى علوم نمىترسد بلكه خود مروّج و مشوّق آن علوم است ، اما از برخى علوم ديگر سخت وحشت دارد زيرا به مردم آگاهى و شعور سياسى و اجتماعى مىدهد و احساس آزاديخواهى و مبارزه با اختناق و فشار استبداد را در افراد برمىانگيزد . كواكبى مىگويد : مستبد را ترس از علوم لغت نباشد و از زبانآورى بيم ننمايد مادامى كه در پس زبانآورى حكمت شجاعتانگيزى نباشد كه رايتها برافرازد يا سحر بيانى كه لشكرها بگشايد « 1 » ، چه او خود آگاه است كه روزگار از امثال كميت و حسّان شاعر « 2 » زادن بخل ورزد كه با اشعار خويش جنگها برانگيزند و لشكرها حركت دهند و همچنين منتسكيو و شيلا را . همچنين مستبد از
--> ( 1 ) . مانند سحر بيان سيد جمال . ( 2 ) . بهتر بود كه كواكبى به جاى حسّان ، دِعبِل را مىآورد كه به قول خودش پنجاه سال دار خويش را بردوش مىكشيد . به هرحال مقصود كواكبى شاعرهاى انقلابى است .