مرتضى مطهرى
40
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
منظور اتحاد جبههاى و سياسى بود ، يعنى تشكيل صف واحد در مقابل دشمن غارتگر « 1 » . سيد به مسلمانان هشدار مىداد كه « روح صليبى » همچنان در غرب مسيحى ، بالاخص در انگلستان زنده و شعلهور است . غرب علىرغم اينكه با ماسك آزادمنشى تعصب را نكوهش مىكند خود در دام تعصب ( خصوصاً تعصب مذهبى عليه مسلمانان ) سخت گرفتار است . سيد علىرغم آنچه فرنگىمآبان تعصب را نكوهش مىكنند ، مدعى بود تعصب بد نيست ، تعصب مانند هرچيز ديگر افراط و تفريط و اعتدال دارد . افراط در تعصب كه در انسان حس جانبدارى بىمنطق و كور ايجاد مىكند بد است ، اما تعصب به معنى « تصلّب » و غيرت حمايت از معتقَدات معقول و منطقى نه تنها بد نيست ، بسيار مستحسن است . سيد مىگفت : اروپاييان چون اعتقاد دينى مسلمانان را استوارترين پيوند ميان آنان مىبينند ، مىكوشند تا با نام مخالفت با تعصب ، اين پيوند را سست كنند ولى خود بيش از هر گروه و كيش به تعصب دينى گرفتارند . گلادستون ترجمانى است از روح پطرس راهب ، يعنى بازنماى جنگهاى صليبى « 2 » . واقعبينى سيد پس از حدود نيم قرن به خوبى آشكار شد . آنگاه كه افسر اروپايى فرمانده ارتش يهود در جنگ اول اعراب و اسرائيل ، بيتالمقدس را از مسلمانان گرفت و تحويل يهوديان داد و دولت صهيونيستى اسرائيل تشكيل شد ، گفت : « الان جنگهاى صليبى پايان يافت . » رواج انديشهء قوميّتپرستى و ملّيتپرستى و به اصطلاح « ناسيوناليسم » كه به صورتهاى پانعربيسم ، پانايرانيسم ، پانتركيسم ، پانهندوئيسم و غيره در كشورهاى اسلامى با وسوسهء استعمار تبليغ شد ، و همچنين سياست تشديد نزاعهاى
--> ( 1 ) . رجوع شود به مقالهء « الغدير و وحدت اسلامى » در كتاب يادنامهء علامه امينى [ يا كتاب شش مقاله اثر استاد شهيد ] و بحثهاى آقاى محيط طباطبايى در كتاب نقش سيد جمالالدين در بيدارى مشرقزمين ، ص 77 - 128 . ( 2 ) . سيرى در انديشهء سياسى عرب ، ص 102 .