مرتضى مطهرى

37

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

معتقداتش را بايد با نيروى برهان و يقين ، نه ظنّ و تخمين و نه تعبّد و تقليد ، به دست آورد كافى است كه زير بار خرافه و اوهام نرود . پس بايد مردم را به توحيد برهانى دعوت كرد تا احترام و اعتبار عقل از نظر دينى براى آنها مسلّم و مسجّل گردد . به همين جهت سيد براى فلسفهء الهى اسلامى ارزش قائل بود . فلسفه تدريس مىكرد و پيروان خويش را به آموختن حكمت الهى اسلامى تشويق مىكرد . شاگرد وفادارش محمد عبده را به مطالعهء فلسفه وادار نمود . گويند عبده دو دستنويس از اشارات بوعلى به خط خود نوشته و يكى را به ستايش از سيد پايان داده است . ظاهراً در اثر همين تشويق سيد بود كه عبده به چاپ و نشر برخى كتب فلسفى پرداخت ، نجات بوعلى و همچنين البصائر النصيريه ابن سهلان ساوجى و علىالظاهر قسمتى از منطق المشرقيين بوعلى را براى اولين بار چاپ و نشر كرد . احمد امين در كتاب ظُهر الاسلام « 1 » مىگويد : فلسفه با فكر شيعى سازگارتر است تا فكر سنى . بعد اينچنين دليل مىآورد : در زمان فاطميان كه شيعه بودند و بر مصر حكومت مىكردند ، فلسفه در مصر رواج داشت . با رفتن فاطميان و حلول روح سنى ، فلسفه از مصر رخت بربست . در عصر اخير سيد جمال كه گرايش شيعى داشت به مصر آمد ، بار ديگر فلسفه در مصر رواج يافت . و باز به دنبال همين برنامه كه مىخواست اسلام را مكتب و ايدئولوژى جامع و بىنيازكننده معرفى كند ، به دفاع از انتقادهايى كه از اسلام در اروپا مىشد پرداخت . در اروپا عليه اسلام تبليغ مىشد كه اسلام دين جبرى و قضا و قدرى است و آزادى فرد را نفى مىكند و علت انحطاط مسلمانان اعتقاد آنها به قضا و قدر جبرى و كور است « 2 » و مىگفتند اسلام ضد علم است ، دورى مسلمانان از علم را بايد در تعليمات خود اسلام جست . سيد در مجلهء عروةالوثقى و در مقاله‌اى مستقل ، از نظريهء اسلام دربارهء قضا و قدر دفاع كرد و آن را در شكل اسلامىاش نه تنها عامل انحطاط

--> ( 1 ) . جلد اول ، ص 190 . ( 2 ) . رجوع شود به كتاب انسان و سرنوشت ، تأليف مرتضى مطهرى .