مرتضى مطهرى

79

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مأنوسند ، با بدنهاى خود با مردم محشور و مصاحبند در حالى كه روحهاى آنها به برترين جايگاهها پيوسته است . و لعله الى هذا الحد انما يتيسّر له هذه المعارفة احياناً ثم يتدرّج الى ان يكون له متى شاء . شايد تا عارف در اين منزل است پيدايش اين حالت براى او امرى غيراختيارى باشد ، ولى تدريجاً درجه به درجه بالا مىرود تا آنجا كه اين حالت تحت ضبط و اختيار او در مىآيد . ثم انه ليتقدم هذه الرتبة ، فلا يتوقف امره الى مشيئته بل كلما لاحظ شيئاً لاحظ غيره و ان لم تكن ملاحظته للاعتبار فيسنح له تعريج عن عالم الزور الى عالم الحق ، مستقر به و يحتف حوله الغافلون . سپس از اين هم پيشتر مىرود . كارش به جايى مىرسد كه ديدن حق متوقف بر خواست او نيست ، زيرا هر وقت هرچه را مىبيند پشت سرش خدا را مىبيند هرچند او به نظر عبرت و تنبّه به اشياء نگاه نكند . پس برايش انصراف از ماسوى اللَّه و توجه كلى به ذات حق پيدا مىشود و خود را نزديك مىبيند ، در حالى كه مردمى كه دور او هستند به كلى از حالت او غافلند . فاذا عبر الرياضة الى النيل صار سرّه مرآة مجلوة محاذياً بها شطر الحق و درت عليه اللذات العلى و فرح بنفسه لما بها من اثر الحق و كان له نظر الى الحق و نظر الى نفسه و كان بعد متردداً . تا اينجا همه مربوط به مرحلهء رياضت و مجاهده و سير و سلوك بود ، و اكنون عارف به مقصد رسيده است . در اين حال ضمير خويش را مانند آينه‌اى مىبيند صاف و صيقلى كه در آن حق نمايان شده است ، و در اين حال لذات معنوى به‌طور توصيف نشدنى بر او ريزش مىكند . هنگامى كه به خود مىنگرد و وجود خويش را حقّانى و ربّانى مىبيند ، فرح و انبساط به وى دست مىدهد . در اين هنگام ميان دو نظر مردّد است : نظرى به حق و