مرتضى مطهرى
39
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
محبتها و عُلقههاى انسانى ياد شده است . قرآن از تسبيح و تحميد تمام ذرات جهان سخن گفته است و به تعبيرى از آن ياد كرده كه مفهومش اين است كه اگر شما انسانها تفقّه خود را كامل كنيد ، آن تسبيحها و تحميدها را درك مىكنيد . بعلاوه قرآن در مورد سرشت انسان مسئلهء نفخهء الهى را طرح كرده است . اينها و غير اينها كافى بوده كه الهام بخش معنويتى عظيم و گسترده در مورد خدا و جهان و انسان و بالاخص در مورد روابط انسان و خدا بشود . همچنان كه اشاره شد ، سخن در اين نيست كه عرفاى مسلمين از اين سرمايهها چگونه بهره بردارى كردهاند ، درست يا نادرست ؛ سخن دربارهء اظهارنظرهاى مغرضانهء گروهى غربى و غربزده است كه مىخواهند اسلام را از نظر معنويت ، بى محتوا معرفى نمايند . سخن دربارهء سرمايهء عظيمى در متن اسلام است كه مىتوانسته الهام بخش خوبى در جهان اسلام باشد . فرضاً عرفاى مصطلح نتوانسته باشند استفادهء صحيح كرده باشند ، افراد ديگرى كه به اين نام مشهور نيستند استفاده كردهاند . بعلاوه روايات و خطب و ادعيه و احتجاجات اسلامى و تراجم احوال اكابر تربيت شدگان اسلام نشان مىدهد كه آنچه در صدر اسلام بوده است صرفاً زهد خشك و عبادت به اميد اجر و پاداش نبوده است . در روايات و خطب و ادعيه و احتجاجات ، معانى بسيار بلندى مطرح است . تراجم احوال شخصيتهاى صدر اول اسلام از يك سلسله هيجانات و واردات روحى و روشن بينىهاى قلبى و سوزها و گدازها و عشقهاى معنوى حكايت مىكند . ما اكنون يكى از آنها را ذكر مىكنيم . در كافى مىنويسد : رسول خدا روزى پس از اداى نماز صبح چشمش افتاد به جوانى رنگ پريده كه چشمانش در كاسهء سرش فرو رفته و تنش نحيف شده بود ، در حالى كه از خود بىخود بود و تعادل خود را نمىتوانست حفظ كند . پرسيد : كَيْفَ اصْبَحْتَ ؟ حالت چگونه است ؟ گفت : اصْبَحْتُ موقِناً در حال يقين بسر مىبرم . فرمود : علامت يقينت چيست ؟ عرض كرد : يقين من است كه مرا در اندوه فرو برده و شبهاى مرا بيدار ( در شب زنده دارى ) و روزهاى مرا تشنه ( در حال روزه ) قرار داده است و مرا از دنيا و مافيها جدا ساخته تا آنجا كه گويى عرش پروردگار را مىبينم كه براى رسيدن به حساب مردم نصب شده است و مردم همه محشور شدهاند و من در ميان