مرتضى مطهرى
33
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
حقايقى كه در تشريع احكام نهفته است از نوع منازل و مراحلى است كه انسان را به مقام قرب الهى و وصول به حقيقت سوق مىدهد . عرفا معتقدند كه باطن شريعت راه است و آن را « طريقت » مىخوانند ، و پايان اين راه « حقيقت » است يعنى توحيد به معنىاى كه قبلًا به آن اشاره شد كه پس از فناى عارف از خود و انانيّت خود دست مىدهد . اين است كه عارف به سه چيز معتقد است : شريعت ، طريقت ، حقيقت ؛ معتقد است كه شريعت وسيله يا پوستهاى است براى طريقت ، و طريقت پوسته يا وسيلهاى براى حقيقت . فقها طرز تفكرشان دربارهء اسلام همان است كه در بخش درسهاى كلام شرح داديم ؛ معتقدند كه مقررات اسلامى در سه بخش خلاصه مىشود : اول بخش اصول عقايد كه كلام عهدهدار آن است . در مسائل مربوط به اصول عقايد لازم است انسان از راه عقل ، ايمان و اعتقاد تزلزل ناپذير داشته باشد . دوم بخش اخلاق . در اين بخش دستورهايى بيان شده است كه وظيفهء انسان را از نظر فضايل و رذايل اخلاقى بيان مىكند و علم اخلاق عهدهدار بيان آن است . بخش سوم بخش احكام است كه مربوط به اعمال و رفتار خارجى انسان است و فقه عهدهدار آن است . اين سه بخش از يكديگر مجزا هستند . بخش عقايد مربوط است به عقل و فكر ، بخش اخلاق مربوط است به نفس و ملكات و عادات نفسانى ، بخش احكام مربوط است به اعضا و جوارح . ولى عرفا در بخش عقايد ، صِرف اعتقاد ذهنى و عقلى را كافى نمىدانند ؛ مدعى هستند كه به آنچه بايد ايمان داشت و معتقد بود ، بايد رسيد و بايد كارى كرد كه پردهها از ميان انسان و آن حقايق برداشته شود . و در بخش دوم - همچنان كه قبلًا اشاره شد - اخلاق را كه هم ساكن است و هم محدود ، كافى نمىدانند ؛ به جاى اخلاق علمى و فلسفى ، سير و سلوك عرفانى را كه تركيب خاص دارد پيشنهاد مىكنند . و در بخش سوم ايراد و اعتراضى ندارند ، فقط در موارد خاصى سخنانى دارند كه احياناً ممكن است بر ضد مقررات فقهى تلقى شود . عرفا از اين سه بخش به « شريعت » و « طريقت » و « حقيقت » تعبير مىكنند و معتقدند كه همان گونه كه انسان واقعاً سه بخش مجزا نيست ( يعنى بدن و نفس و عقل از يكديگر مجزا نيستند ، بلكه در عين اختلاف با يكديگر متحدند و نسبت آنها با