مرتضى مطهرى

72

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

كه به مردم بگو از خوردن گوشت خوك خوددارى كنند . حرام بودن گوشت خوك به واسطهء همين ميكروبى است كه در بدن خوك وجود دارد . ولى امروز به واسطهء پيشرفتهاى عظيم علمى كشف شده است كه ضرر اين گوشت از چيست و راه از ميان بردن آن هم كشف شده است و به وسايل مختلفى آن ميكروب را از بين مىبرند . بنابراين ، آن دليلى كه براى حرمت گوشت خوك وجود داشته است امروز ديگر وجود ندارد . پس امروز ما اگر گوشت خوك را بخوريم بر خلاف دستور اسلام رفتار نكرده‌ايم . اگر خود پيغمبر هم امروز باشد و از او سؤال كنيم كه با وسايلى كه جديداً پيدا شده است باز هم گوشت خوك را نخوريم ؟ لابد خواهد گفت كه نه ديگر ، حالا مىتوانيد بخوريد . آن روز كه ما گفتيم ، وسايلى براى از بين بردن اين ميكروب نبود و حالا كه هست ديگر مانعى ندارد . بنده آنجا گفتم كه بعضى از مقدمات اين حرف درست است ولى بعضى ديگر از مقدماتش ناقص است . اين مطلب كه شما مىگوييد هر حكم كه در اسلام هست دليلى دارد ، راست است . اين را علماى اسلام به اين ترتيب بيان مىكنند كه در هر دستورى از دستورات اسلام حكمت يا حكمتهايى نهفته است و به تعبيرى كه علماى فقه و اصول استعمال مىكنند احكام تابع يك سلسله مصالح و مفاسد واقعى است ؛ يعنى اگر اسلام چيزى را حرام كرده است چون مفسده‌اى وجود داشته است حرام كرده ، خواه مفسدهء جسمى باشد خواه روحى ، خواه به زندگى فردى بستگى داشته باشد خواه به زندگى اجتماعى ، در هر حال يك ضررى در آن بوده است كه حرام شده است . يعنى تحريم تعبدى به اين معنى كه بدون دليل يك چيزى حرام شده باشد اصلًا وجود ندارد ، و هيچ عالمى از علماى شيعه چنين حرفى نمىزند . البته از علماى اهل تسنن مانند اشعريها اين حرف را مىزنند . آنها يك فكر غلط داشتند كه به عالَم اسلام بسيار صدمه زد . چون توحيدشان كامل نبود گفتند : خدا بالاتر است از اينكه وقتى دستورى مىدهد دستورش تابع يك مصلحتى باشد ، خدا بالاتر از اين است كه بخواهد كارى كه شخص مىكند به خاطر يك مصلحت و فرار از يك مفسده باشد ، اين انسانها هستند كه وقتى دستور مىدهند به خاطر يك مصلحتى است ، خدا بالاتر از اين حرفهاست ، خدا اگر گفت كارى را بكن بدون دليل است و اگر گفت نكن باز بدون دليل است . ولى در همان زمانها اين مطلب از ائمهء ما سؤال شده است كه آيا اين حرفها درست است ؟ گفتند : نه ، غلط است . خدا هيچ