مرتضى مطهرى

421

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

هم يك شعور خاص به خود دارد . و شايد به تعبير بالاتر ، همان‌طور كه از نظر قرآن هر فردى يك كتاب دارد كه ما اسمش را نامهء عمل مىگذاريم ( وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاهُ مَنْشُوراً ) « 1 » و يك نامهء عمل دارد كه آن نامهء عمل فردى است ، هر امت هم يك كتاب مستقل دارد . سخن علامهء طباطبايى ( ره ) اين را بايد عرض كنيم كه ما اين مطلب را بيشتر از تفسير الميزان استفاده كرده‌ايم و لهذا خود آن تفسير را آورده‌ام كه بيشتر مىخواهم عبارتهاى آن را بخوانم . ايشان ( علامهء طباطبايى ) مىگويند علت اينكه مورخين اسلامى قبل از هر مورخ ديگرى به اين فكر افتادند كه بحثهاى اجتماعى را مطرح كنند و براى هر قومى از آن جهت كه يك قوم است ، حساب مخصوصى باز كنند و براى هر قوم و ملتى روحى قائل شوند و افرادى مثل مسعودى در هزار سال پيش بلكه بيشتر و بعد ابن خلدون [ سخنانى در اين باب بگويند ، تعاليم قرآن است . ] اينها از همين قرآن الهام گرفته‌اند . فرنگيها هم اين مطلب را قبول دارند كه جامعه شناسى به عنوان يك علم ، ابتكار اوليه‌اش از اروپاييها نيست ، مبتكر اوليه‌اش را ابن خلدون مىدانند . البته قبل از ابن خلدون هم خيلى افراد بوده‌اند ولى ابن خلدون به صورت كاملترى بيان كرده است ؛ يعنى ابن خلدون بوده كه در آن مقدمهء خودش تصريح كرده به اين مطلب كه هيچ دليلى نداريم كه علوم عقلى منحصر باشد به آنچه كه از قديم به ما رسيده و يونانيان علوم را به نظرى و عملى تقسيم كرده‌اند ، و بعد علوم نظرى را به شعبى تقسيم كرده‌اند و علوم عملى را به شعبى . ممكن است علوم ديگرى باشد كه اصلًا خود آن علم را بشر تاكنون نشناخته باشد و خود علم ، جديد باشد نه توسعهء يك علم . اصلًا علم ، علم جديدى باشد . و مدعى مىشود كه علم جامعه ، خودش يك علمى است و مثل همهء علوم ديگر موضوع و هدف و مبادى و مسائل دارد و با هيچ علمى فرق نمىكند . كتابش ترجمه هم شده است و بسيار كتاب پرمغزى است . او براى امتها و ملتها ارتقاءها و انحطاطها قائل است و به حسب تشخيص خودش علل ارتقاءها و

--> ( 1 ) اسراء / 13