مرتضى مطهرى

416

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

راجع به مسائل اول هم در آن جلسه عرض كرديم ، بحث در اين نيست كه انسان براى منافع خودش كار مىكند يا براى لذت ؟ انسان براى لذت كار مىكند . اين امرى است كه شايد احدى در دنيا منكرش نباشد . تا انسان از كارى كه مىكند نوعى لذت نبرد ، نمىكند . اين ديگر ساختمان انسان است . همان كسى هم كه ما مىگوييم از لذات مادى خودش مىگذرد ، نه اين است كه به بىلذتى پناه مىبرد . او در اين گذشت ، لذتى مىبيند كه براى او عاليتر و راقىتر است ؛ يعنى از خورانيدن بيشتر لذت مىبرد تا از خوردن ، از پوشانيدن بيشتر لذت مىبرد تا از پوشيدن . سعدى هم مىگويد : اگر لذت ترك لذت بدانى * دگر لذت نفس ، لذت نخوانى هيچ كس نگفته كه بشر براى لذت كار نمىكند . خود پيغمبران هم كه مردم را دعوت به آخرت و خدا و عبادت كرده‌اند ، گفته‌اند نمىدانيد چه لذتها و بهجتهايى در اينجا هست ! لذتى كه اميرالمؤمنين از عبادتش مىبرد ، هيچ عيّاشى از هيچ كاباره‌اى نمىبرد . كسى نمىگويد اميرالمؤمنين عبادت مىكرد و يك ذره هم لذت نمىبرد . به يك مفهوم ، منفعت است . انسان هر منفعتى را به خاطر لذت مىخواهد . منتها بحث مادى و غير مادى اين است كه مادى لذت را منحصر مىداند به آنچه كه ناشى از ماديات زندگى است . غير اين ماديين ( يعنى ماترياليست ديالكتيسين‌ها ) « منافع مادى » را همين طورى كه شما گفتيد توجيه مىكنند ؛ يعنى اختصاص نمىدهند به منافع اقتصادى ، شهوت جنسى را هم جزو آن مىدانند ، برترى طلبى را هم يك امر مادى مىشمارند ( آن را جزو معنويات نمىشود شمرد ) . ولى در مكتب اينها ( ماركسيسم ) مطلب اين‌جور نيست كه منافع مادى را شامل امور جنسى هم بدانند ، و لهذا - عرض كردم - امثال راسل اين را رد مىكنند . ديگر نمىشود گفت كه راسل هم حرف اينها را نمىفهميده . راسل ماركس را رد مىكند و مىگويد اين نظر درست نيست به اين دليل كه ما نمىتوانيم غريزهء جنسى را از اصالت بيندازيم . اينها براى امورى اصالت قائلند كه قابل مبادله باشد ، به عبارت ديگر كلىاش مطلوب باشد نه شخصش ، امرى كه بشود آن را داد مثلش را گرفت . به همين دليل مسئلهء عشق يا مسئلهء فرزند ، خارج از اين بحث است چون مسئلهء عشق و مسئلهء فرزند جنبهء شخصى دارند ؛ يعنى انسان بچهء خودش را كه دوست دارد ، روى يك ارزش كلى نيست ، بچهء خودش را دوست دارد و فقط هم همين را دوست دارد ؛