مرتضى مطهرى

417

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

يعنى اگر بروند بچهء ديگرى بياورند كه همه چيزش از او بهتر باشد ، زيباتر باشد ، خوش زبان‌تر باشد ، باهوش‌تر و بانمك‌تر باشد ، بگويند آقا تو بچه مىخواهى ديگر ، بهترش را به تو مىدهيم ، او را به ما بده ، قبول نمىكند ، براى اينكه غريزه به شخص اين بچه تعلق گرفته . مىگويد : همين را مىخواهم . همان بچهء كور و كچل خودش را به بچه‌هاى خيلى خوب مردم ترجيح مىدهد . مسئلهء عشق هم همين‌طور است . هركسى نه اين است كه به يك همسر به‌طور كلى علاقه‌مند مىشود ، يك كلىِ همسر ! آن جلسه عرض كردم ، [ غلام عاشق به اربابش ] گفت : عاشق هركسى هستم كه شما مصلحت بدانيد ! نمىشود انسان عاشق كسى باشد كه ديگرى مصلحت بداند ؛ مثل قالى نيست . شما قالىاى را كه در اتاقتان افتاده ، فقط از آن جنبه‌هاى كلىاش مىخواهيد ، مثلًا قالىاى است كرمانى ، خصوصيتش چنين ، ارزشش اين قدر و . . . اگر همين الآن كسى يك قالى ديگر براى معاوضه بياورد و شما ببينيد از اين بهتر است ، آناً قالى را به او مىدهيد . در اين‌جور مسائل ، عُلقه ، علقهء شخصى و فردى است . يك زن همين خصوصِ شوهر خودش را مىخواهد . اگر زنى حاضر باشد شوهرش را معاوضه كند ، مىگويند شوهردوست نيست ، اصلًا او را زن خانواده حساب نمىكنند ، كما اينكه اگر مردى حاضر باشد زنش را با يك زن ديگر به اصطلاح « فى » بزند و بگويد اگر زنى با اين شرايط پيدا شود من فوراً معاوضه مىكنم ، او را شوهر حسابى تلقى نمىكنند . هركسى به زن خودش ، به شخص همان زن علاقه‌مند است و هر زنى هم به شخص همان شوهرش علاقه‌مند است ، و لهذا اينها جزو مسائل اقتصادى و تجارى نيست . اين تعميمى كه شما مىدهيد ، براى توجيه حرف آنهاست اما چيزى نيست كه با حرف آنها تطبيق كند . اين چيزهايى هم كه حضرتعالى راجع به آمار فرموديد كه در مسائل اجتماعى براساس اكثريت حكم مىكنند ، آن اكثريتى كه شما مىگوييد مضر به حرف ما نيست . ما مىگوييم غريزهء منحصر در بشر اين نيست ولو موارد كمى هم پيدا شود [ كه نشان بدهد غرايز ديگرى نيز در بشر وجود دارد . ] همان نهرو هم اگر منحصر به خودش باشد [ كفايت مىكند . ] آنوقت مىگوييد : از نظر علم امروز ، نهرو يك آدم بيمار تلقى مىشود . امثال نهرو در دنيا بسيار زياد هستند . چقدر افراد بوده‌اند و هستند كه يك عمر زندگى زاهدانه مىكنند براى اينكه