مرتضى مطهرى

352

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مرحله‌اى . گفتيم كه مقررات اسلام يا به روابط انسان با خدا مربوط است يا به روابط انسان با خودش يا به روابط انسان با طبيعت و يا به روابط انسان با افراد اجتماع . در روابط انسان با خدا از آن جهت كه مربوط به خدا مىشود هيچ گونه تغييرى پيدا نمىشود ، و در آنچه هم كه مربوط به انسان است آنچه كه روح اين مطلب را تشكيل مىدهد باز تغيير نمىكند . بله ، در شكلش تغييراتى پيدا مىشود كه تابع شرايط است و ما مىبينيم خود اسلام هم اين تغييرات را قائل شده است ، مثل نماز . مىگويد نماز بخوانيد ولى بعد مىگويد نماز ايستاده بخوانيد ؛ اگر نمىتوانيد ، نشسته بخوانيد ؛ نمىتوانيد ، به پهلوى راست بخوانيد ؛ نمىتوانيد ، به پهلوى چپ بخوانيد ؛ نمىتوانيد ، مستلقياً بخوانيد ؛ آن را هم نمىتوانيد ، با اشاره بخوانيد . هرچه كه شرايط تغيير مىكند ، هيكل نماز هم تغيير مىكند . فقها معتقدند نماز « غرقى » واقعاً نماز است نه چيزى بجاى نماز ؛ يعنى آدمى كه در حال غرق شدن است و تلاش مىكند خودش را نجات بدهد و نمازش فقط صورت اشاره دارد ( نه ركوع دارد ، نه سجود ، نه قرائت و نه چيز ديگر ) نمازش واقعاً نماز است . اصلًا نماز يك ماهيتى است كه افرادش اينقدر تغيير پيدا مىكند ، شكل فردش اينقدر عوض مىشود ؛ يعنى ركوع و سجود و غيره ، شكل نماز است نه روح نماز . نماز دو ركعتى واقعاً نماز است نه جانشين نماز چهار ركعتى ، چنان كه نماز چهار ركعتى واقعاً نماز است ؛ يعنى براى يك كسى نماز چهار ركعت است ، براى يك كسى دو ركعت ؛ براى يك كسى نمازْ ايستاده است ، براى يك كسى نشسته ؛ براى يك كسى نماز با وضوست ، براى يك كسى نماز با تيمّم است . فقها مسأله‌اى دارند به نام « اجزاء » و آن اين است كه آيا نمازى كه ما به صورت اضطرار مىخوانيم جانشين نمازى كه به صورت اختيار بايد بخوانيم ، هست يا نه ؟ اگر خوانديم ، بار ديگر بايد اعاده كنيم يا نه ؟ مىگويند نه ، چرا اعاده كنيم ؟ اين نمازى كه تو با تيمّم بجاى آن نماز مىخوانى ، اين‌جور نيست كه نماز نباشد و عجالتاً چيز ديگرى است بدل آن و خود نماز به گردنت مانده . اصلًا نماز آن آدم نماز با وضوست ، نماز اين آدم نماز با تيمّم ، اين اگر با وضو باشد برايش نماز نيست . در روابط انسان با خدا هرچه شرايط تغيير كند بعضى قسمتها كه مربوط به بشر است تغيير مىكند كه يك مثال عرض كرديم . مثال ديگر سفر است . در قديم مىگفتند سفر چهار فرسخى سفر است . ولى