مرتضى مطهرى
328
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مسلّمات است . چون جامعهء مسلمين نياز به طبيب دارد ، پس وجود طبيب به قدرى كه مورد نياز است واجب است « 1 » . علم طب چطور ؟ آدم همينطور يخ را بشكند و در آب فرو برود ، بعد بيرون بيايد كه طبيب نمىشود ! اگر بخواهد طبيب بشود بايد درس طب بخواند . پس خواندن درس طب هم واجب است ، چون تا درس طب نخواند طبيب نمىشود . حال درس طب چه مقدار واجب است ؟ آيا اگر كسى تحفهء حكيم مؤمن يا قانون بوعلى را بخواند واجبش را انجام داده ؟ اين ديگر متغير است . اين آن چيزى است كه متغير است ؛ يعنى اگر روزى روش معالجهء بيمارى سرطان كشف شد و معلوم گرديد كه آن معلومات را به چه شكلى و در كجا بايد به دست آورد ، واجب است همهء آنچه كه در انجام درست اين وظيفه لازم است تحصيل شود . بنابراين خواندن علم جديدى كه امروز پيدا شده ، ديروز واجب نبود ولى امروز واجب است . پس مىبينيم كه چيزى در گذشته واجب نبود ، امروز واجب است . چطور شده ؟ زمان عوض شده است . زمان كه عوض شده ، حكم اسلام هم عوض شده ؟ خير ، حكم اسلام اين است : طبابت واجب است و هرچه هم كه براى طبيب لازم است ، واجب است . در زمانهاى مختلف آن « هرچه لازم است » تغيير مىكند ، وظيفه هم به همين اندازه تغيير مىكند . برويم سراغ مسائل ديگر نظير اقتصاد . وجود يك عده افرادى كه اقتصاد مسلمين را بچرخانند [ ضرورى است . ] مثلًا بدون شك تجارت بهطور كلى ، يعنى وساطت براى نقل كالا از توليدكننده به مصرف كننده - حال به هر شكل مىخواهد باشد - واجب است . زمانى آن مقدارى كه مورد نياز مسلمين بود ، با همان تجربيات عادى هم به دست مىآمد . يك روز ديگر آن نيازى كه مسلمين دارند ، با اين معلوماتى كه كسى پيش دست بابايش كار كرده باشد به دست نمىآيد . حتى بايد
--> ( 1 ) اينكه فقها اشكال مىكردند كه آيا جايز است طبيب در معالجه پول بگيرد يا نه ، روى اين حساب بود كه مىگفتند اخذ اجرت بر واجبات جايز است يا نه ؟ عدهاى مىگفتند جايز نيست ، مثل اينكه انسان بخواهد پول بگيرد كه نماز واجبش را بخواند . طبابت واجب است ، پس طبيب چون وظيفهء واجبش را انجام مىدهد حق ندارد پول بگيرد . آنگاه مىگفتند بر طبيب فقط طبابت واجب است ؛ يعنى اگر مريضى مراجعه كرد ، واجب است برايش طبابت كند . اما آيا بر طبيب واجب است كه به بالين مريض برود ؟ نه . پس حق القدم مىگيرد . اين بود كه اسمش را « حق القدم » مىگذاشتند . البته نمىخواهم بگويم كه هرچه كه واجب است اخذ اجرت بر آن جايز نيست ، و حق اين است كه در واجبات كفايىاى كه قصد قربت در آنها شرط نيست ، اخذ اجرت مانعى ندارد .