مرتضى مطهرى
307
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
هرچه را كه بگوييم متغير و متحول است ، مثل اين است كه حرف نوى گفتهايم ، از جمله اينكه بگوييم : مفهوم قضايا تغيير مىكند . ما در كتاب اصول فلسفه روى همين مطلب كه طرفداران منطق ديالكتيك مىگويند حقيقت متغير است ، بحث كردهايم . دو مسئله است : يكى اينكه واقعيت يعنى دنياى خارجى متغير است . ديگر اينكه حقيقت متغير است ؛ يعنى قضاياى منطقى راست و درست تغيير مىكند . اين از آن حرفهايى است كه ما هنوز نتوانستهايم بفهميم . واقعيت متغير است ، اما حقيقت چگونه مىتواند متغير باشد ؟ يعنى يك قضيهء راستى كه بيان مىكنيم ، در طول زمان ، خودش تغيير بكند ! ما مىگوييم حقايق اگر حقايقند براى هميشه راستند و اگر حقايق نيستند براى هميشه دروغند . بله ، ممكن است بشر چيزى را زمانى حقيقت بداند ولى بعد بفهمد حقيقت نبوده . مثلًا در گذشته بشر خيال مىكرد كه پيدايش شبانه روز از گردش خورشيد به دور زمين است . اين را حقيقت مىدانست ، بعد فهميد اشتباه كرده است . اين معنايش آن نيست كه حقيقت متغير است . « متغير » يعنى يك اصل ثابت هست و تغيير كرده . آنچه كه در گذشته مىگفتند اصلًا حقيقت نبود ، اشتباه بود ، نه اينكه در قديم حقيقت آن بود و امروز اين . معناى « حقيقت متغير است » اين است كه در گذشته آن حقيقت بود ، امروز اين حقيقت است و همان حقيقتْ خودش تغيير كرده . خير ، در گذشته هم حقيقت آن نبود ؛ در گذشته هم آن ، باطل بوده است . در مثال دزدى ، آيا واقعاً مفهوم دزدى فرق مىكند يا استنباطها فرق مىكند ؟ استنباطها كه فرق مىكند ، معنايش اين نيست كه همهء استنباطها درست است ولى يك درستِ متغيرى است . نه ، ممكن است ده استنباط راجع به يك مفهوم داشته باشيم و يكى از آنها درست باشد ، نُه تاى ديگر غلط كه هميشه غلط بوده و هميشه هم غلط خواهد بود . فقط يكى از آنها درست است . ممكن است ما در يك زمان چيزى را دزدى بدانيم و در زمان ديگر ندانيم ، ولى يا آن كه در آن زمان دزدى مىدانيم درست است و اين كه امروز دزدى نمىدانيم غلط ، و يا آن زمان كه دزدى مىدانستيم غلط بود ، اين زمان كه دزدى نمىدانيم درست است ؛ نه اينكه هردو درست است ولى اين حقيقت است كه تغيير كرده ، دزدى در گذشته آن بود ، امروز اين شده ! . مفهوم دزدى يك چيز است . دزدى يعنى ربودن حق غير . ربودن حق غير ،