مرتضى مطهرى

306

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

آنچه مورد گفتگو و ترديد است ، مفاهيم كلمات و در نتيجه مفاهيم قضاياست كه به تناسب زمان در حركت و تحول است . مفاهيم در تغيير و تحول است و در نتيجه شكل قضايا را نيز ثابت و لايتغير حفظ نمىكند . مىگويند شكل قضايا تغيير نمىكند ولى مفهوم قضايا تغيير مىكند ؛ وقتى كه مفهوم قضيه فرق كرد ، شكل آن به تبع مفهوم تغيير مىكند . فى المثل دزدى و تجاوز به مال غير در هر حال نكوهيده و محكوم است . اين ، شكل قضيه : دزدى نبايد بشود . مىگويد اين تغيير نمىكند . هيچ وقت در هيچ جايى شكل قضيه عوض نمىشود ؛ يعنى زمانى نخواهد آمد كه بگويند دزدى خوب است . ولى خود مفهوم تغيير مىكند ، يعنى اينكه « دزدى چيست ؟ » تغيير مىكند . پس دو جور تغيير است : يك وقت ما مىگوييم اسلام مىگويد دزدى محكوم است و دست دزد بايد بريده شود ، زمانى نخواهد آمد كه بگويند دزدى خوب است . ولى اينكه « دزدى چيست ؟ » تغيير مىكند ، در زمانى يك معنى مىدهد و در زمان ديگر معنى ديگر . اما « دزدى چيست » با پيشرفت زمان و تكامل انسان و برحسب استنباطى كه فرهنگهاى مولود رژيمهاى سياسى و اقتصادى مختلف از آن مىكنند ، مختلف است . يكى از بزرگان مكتب اقتصادى متمايل به چپ و مرام اشتراكى مىگويد : « مالكيت يعنى دزدى » در حالى كه در مكتب سرمايه دارى دزدى فرع بر شناختن اصل مالكيت است و بعد از قبول آن مىتواند مفهوم پيدا كند . شكل قضايا تغيير نمىكند ولى به اصطلاح مفهوم موضوع قضايا و مفهوم محمول قضايا تغيير مىكند . مثال هم به دزدى ذكر كرده‌اند . آيا اين حرف درست است ؟ به نظر ما اين حرف - كه خيلىها هم آن را گفته‌اند - يك حرف شاعرانه است . چون در زمان ما جزو چيزهايى كه خيلى مد است ، مسئلهء تغيير و تحول است .