مرتضى مطهرى
195
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
باشند . در آنچه كه خدا مردم را آزاد گذاشته است ، شما ديگر تكليف معين نكنيد . پس آن موضوعى كه عرض كردم يك سلسله آداب و رسوم در ميان مردم هست كه اگر انسان آنها را از طريق مثبت انجام بدهد نه جايى خراب مىشود و نه جايى آباد و اگر ترك هم بكند همينطور ، مسائلى است كه خدا در آن مسائل سكوت كرده است . بشر يك حالتى دارد كه هيچ وقت از او جدا نمىشود و آن اين است كه علاقهاى به بعضى از تشريفات دارد . يك رازى در اين مسائل است . ديگر نبايد گفت حتماً بايد اين كار را بكند . اين ، مسألهاى بود كه من امشب لازم دانستم دربارهء آن توضيحى بدهم . معنى پرستش امشب مىخواهم قسمتى از عرايضم را اختصاص بدهم به يكى از خُلقهاى ثابت همگانى تغييرناپذير و نسخ ناپذير كه زمان هيچ وقت نمىتواند در آن تأثير داشته باشد و آن موضوع عبادت و پرستش است . يكى از حاجتهاى بشر پرستش است . پرستش يعنى چه ؟ پرستش آن حالتى را مىگويند كه در آن انسان يك توجهى مىكند از ناحيهء باطنى خودش به آن حقيقتى كه او را آفريده است و خودش را در قبضهء قدرت او مىبيند ، خودش را به او نيازمند و محتاج مىبيند ؛ در واقع سيرى است كه انسان از خلق به سوى خالق مىكند . اين امر اساساً قطع نظر از هر فايده و اثرى كه داشته باشد ، خودش يكى از نيازهاى روحى بشر است . انجام ندادن آن ، در روح بشر ايجاد عدم تعادل مىكند . مثال سادهاى عرض مىكنم : اگر ما كجاوهاى داشته باشيم و حيوانهايى ، خورجينهايى كه روى اين حيوانها مىگذارند بايد تعادلشان برقرار باشد . نمىشود يك طرف پر باشد و طرف ديگر خالى . انسان در وجود خودش خانهء خالى زياد دارد . در دل انسان جاى خيلى چيزها هست . هر احتياجى كه برآورده نشود ، روح انسان را مضطرب و نامتعادل مىكند . همانطور كه ديشب عرض كردم اگر انسان بخواهد در تمام عمر به عبادت بپردازد و حاجتهاى ديگر خود را بر نياورد ، همان حاجتها او را ناراحت مىكند . عكس مطلب هم اين است كه اگر انسان هميشه دنبال ماديات برود و وقتى براى معنويات نگذارد ، باز هميشه روح و روان او ناراحت است .