مرتضى مطهرى
185
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
يعنى يك كار را هميشه مىتوان گفت عدالت و خوب است . ممكن است نظر گوينده در جملهء « لاتُؤَدِّبوا اوْلادَكُمْ بِاخْلاقِكُمْ » به همين نسبيت اخلاق باشد ، يعنى اخلاقى كه تو دارى ممكن است خوب باشد ولى به درد بچهء تو نمىخورد . بحث نسبيت اخلاق و نسبيت عدالت را بعداً مطرح مىكنم و الآن عرض مىكنم كه نسبيت اخلاق دروغ است ، يعنى اينطور نيست كه هرچه كه نام اخلاق روى آن باشد نسبى است . ولى اين جمله مىتواند يك معناى ديگرى داشته باشد و آن اينكه لا تُؤَدِّبوا يعنى ادب نكنيد . اينجا بايد توضيح بدهم : فرق اخلاق و آداب ما يك سلسله امور داريم كه به آنها آداب مىگويند و يك سلسله امور ديگر داريم كه به آنها اخلاق مىگويند . اخلاق غير از آداب است . اگر مقصود گوينده از اين جمله اين باشد كه لاتُخَلِّقوا اوْلادَكُمْ بِاخْلاقِكُمْ فرزندانتان را به اخلاق خودتان متخلّق نكنيد ، غلط است . ممكن است معناى اين جمله اين باشد : لاتُؤَدِّبوا اوْلادَكُمْ بِآدابِكُمْ به فرزندانتان آداب خودتان را نياموزيد ، بلكه حساب آداب آينده را بكنيد . پس ما بايد فرق بين اخلاق و آداب را بدانيم . اخلاق مربوط است به خود انسان ؛ يعنى مربوط است به اينكه انسان به غرايز خودش يعنى به طبيعت خودش چه نظامى بدهد ، خودش را چگونه بسازد . نظام دادن به غرايز را اخلاق مىگويند . انسان داراى غرايز مختلفى است . علماى قديم مىگفتند در انسان سه قوهء اصلى هست ( و گاهى چهارتا ) : يكى قوهء عاقله ( قوهء عقل ) ، ديگر قوهء شهوانى « 1 » و سوم قوهء غضبيه . اينطور دسته بندى كرده بودند كه قوهء شهوانى كارش جلب منافع است ، انسان را وادار مىكند كه منافع خودش را طلب كند . قوهء غضبيه « 2 » قوهء دفع است ، نيرويى است كه بهطور خودكار انسان را وادار مىكند كه چيزهايى را كه براى خودش بد و مضر تشخيص مىدهد دفع كند . همينطور كه در جسم انسان قوهء دفع هست ، در روحش هم هست . انسان وقتى غذا مىخورد آن را مىجود . غذا وارد معده مىشود و پس از هضم ، وارد رودهها شده و سپس از جدار رودهها جذب
--> ( 1 ) مقصود ، تنها شهوت جنسى نيست . ( 2 ) مقصود ، غضب و خشم به معناى خاص نيست .