مرتضى مطهرى
167
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بكنم . معنى تعبّد تعبد به اين معنى است كه ما نبايد اينطور باشيم كه تا حكمت دستورى را كشف نكردهايم ، به آن عمل نكنيم . ما بايد متعبد باشيم ، به اين معنى كه بايد به هر دستورى كه ثابت شد از ناحيهء دين است عمل كنيم ، خواه اينكه حكمتش را فهميده باشيم يا نفهميده باشيم . ولى از ناحيهء خود دين تعبد محض وجود ندارد ، به اين معنى كه هيچ دستورى كه خالى از حكمت و مصلحت باشد وجود ندارد . هر دستورى به واسطهء يك حكمتى است . لهذا علما دو قاعده كه عكس يكديگرند ، بيان كرده و اسم آنها را قاعدهء ملازمه گذاشتهاند . مىگويند بين حكم عقل و حكم شرع هميشه تلازم است ؛ يعنى هرچه را كه عقل حكم به لزوم آن بكند دين هم حكم به لزوم آن مىكند و هرچه را كه دين حكم به لزوم آن بكند عقل هم حكم مىكند ، به اين معنى كه اگر عقل يك مصلحتى را كشف كرد ( كشف يقينى و قطعى نه كشف احتمالى و گمانى ) در اينجا بايد حكم بكنيم كه حتماً اسلام دستورش همين است ولو آن دستور به ما نرسيده باشد . فقها ، دارند مواردى كه فتوا مىدهند و حال آنكه دليل نقلى از ناحيهء شارع نرسيده است . فقط از باب اينكه عقل اينجور حكم مىكند فتوا مىدهند . مثلًا مسألهاى هست در فقه به نام « ولايت حاكم » ، يعنى حاكم شرعى در بسيارى از موارد حق ولايت دارد . اگر شخصى بميرد و وصيّى معين نكرده باشد و يك قيّم شرعى هم وجود نداشته باشد ، تكليف بچههاى او چيست ؟ مىگويند تكليف اينها را بايد حاكم شرعى معين كند - در صورتى كه نه آيهاى هست و نه خبر صددرصد صحيح - چون اسلام دينى است كه مصالح مردم را بلاتكليف نمىگذارد . هرچه كه شارع حكم كرده است عقل هم حكم كرده است . معناى اين جمله اين نيست كه هرجا كه شارع حكمى وضع كرده ، عقل هم الآن حكمى دارد ؛ مثلًا اگر شارع گفته است گوشت خوك حرام است عقل هم مىفهمد كه چرا حرام است . نه ، مقصود اين است كه در هر حكم شارع رمزى وجود دارد كه اگر آن رمز را براى عقل بگويند ، عقل هم تصديق مىكند . اين را مىگويند قاعدهء ملازمه . روى اين حساب علماى اسلام مىگويند هر دستورى از دستورات اسلام ( چه