مرتضى مطهرى
155
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
يعنى تصدى خلافت سبب تقويت اسلام بود . ولى پيغمبر حضرت على را براى خلافت نامزد كرده است ، يك دفعه بعد از پيغمبر جريان ديگرى به وجود مىآيد ، پيرمردها و اكابر اصحاب پيغمبر به فكر مىافتند كه از اين قضيه استفاده كنند . در همان حال مردمى تازه مسلمان هستند كه هنوز اسلام در دل آنها نفوذ نكرده است ، تازه شهرت اسلام به دنياى خارج عرب كشيده شده است . حالا مصلحت اسلام ايجاب مىكند كه يك آرامش كاملى برقرار باشد . اولًا بايد غائلهء مرتدها خوابانده شود . ثانياً آنها كه از دور مىآيند كه اين حسابها سرشان نمىشود . از نظر آنها على بن ابيطالب و ابوبكر على السويه هستند . مصلحت اسلام اينطور ايجاب مىكند كه حالا كه اينها عمل ناشايستى مرتكب شدهاند ، آن كسى كه در اينجا ذى حق است دندان روى جگر بگذارد ، البته نه به خاطر جان خودش بلكه به خاطر مصلحت اسلام . مصلحت اسلام اينطور ايجاب مىكند كه على عليه السلام دندان روى جگر بگذارد و در صف مأمومين ابوبكر هم شركت كند و با عمر نيز همينطور رفتار كند و به سؤالات و اشكالات مردم جواب بدهد . چيزى كه از نظر على اصالت دارد حيثيت و آبروى اسلام است . در اينجا دندان روى جگر گذاشتن ، بهتر آبروى اسلام را حفظ مىكند يا لااقل كمتر آبروى اسلام را مىبرد . اما قضيه مىگذرد . اوضاع زمان تغيير مىكند . اسلام جهانگير مىشود . زمان معاويه پيش مىآيد . معاويه حيثيت عمر و ابوبكر را ندارد . او كسى است كه خودش و پدرش سالها عليه اسلام جنگيدهاند . حسابها عوض شده است . در اينجا على عليه السلام با معاويه مىجنگد . زمان امام حسن پيش مىآيد . در اين زمان در اثر جريانهاى زيادى كه در زمان اميرالمؤمنين پيش آمد و از همه بالاتر آن حالت سست عنصرى كه اصحاب امام حسن به خرج دادند ، اگر امام حسن مقاومت مىكرد كشته مىشد ولى نه كشته شدن شرافتمندانه و افتخارآميز ، آن گونه كه حسين بن على كشته شد . حسين بن على با هفتاد و دو نفر كشته شد ، يك شهادت آبرومندانه و در يك وضع و شرايط خاص كه هزار و سيصد سال دارد اسلام را آبيارى مىكند . در زمان امام حسن يك حالت رخوت و سستى و خستگى در شيعيان پيدا شده بود كه اگر اين كار ( مقاومت در مقابل معاويه ) ادامه پيدا مىكرد ، يك وقت خبردار مىشدند كه حضرت را دست بسته تحويل معاويه دادهاند . هنوز صابون معاويه و بنى اميه درست به جامهء مردم نخورده بود . بيست سال معاويه حكومت كرد . مغيرة بن شعبه و