مرتضى مطهرى
129
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مقتضيات زمان نه بايد جاهل و مفرط و تندرو باشيم و نه بايد جامد و متقشّر باشيم . حالا وقت آن است كه ما يك مقياسى به دست بدهيم . اينطور كه فايدهاى ندارد ؛ به طور كلى مطلب را گفتيم كه نه بايد مفرط بود و نه مفرّط ، نه بايد تندرو بود و نه كندرو ، بايد معتدل بود . اصلًا مقياس چيست ؟ ما با چه مقياسى بايد بفهميم كه آيا از طبقهء معتدل و امت وسط هستيم كه قرآن گفته است يا از آن طبقهء انحرافى جاهل [ يا جامد ] ؟ مفهوم « مقتضيات زمان » معناى « مقتضيات زمان » چيست ؟ اول لغت را معنى مىكنيم . معناى اين لغت اين است كه زمان كه دائماً در حال گذشتن و آمدن است ، در هر قطعهاى يك اقتضايى دارد ؛ در هر لحظهاى ، در هر وقتى و در هر قرنى ، در هر چند سالى يك تقاضايى دارد . به عبارت ديگر « 1 » زمان تقاضاهاى مختلف دارد ؛ يعنى الآن كه ما در نيمهء دوم قرن چهاردهم هجرى و نيمهء دوم قرن بيستم ميلادى هستيم ، اين نيمهء دوم اين قرن تقاضايى دارد كه در نيمهء اول نبود ، در قرن پيش هم نبود . معناى اينكه تقاضا دارد چيست ؟ يك وقت هست ما تقاضاى قرن را اينجور تفسير مىكنيم كه در اين قرن يك چيزهايى به وجود آمده است « 2 » ، پس اين قرن اينجور تقاضا دارد . هرچه كه در يك زمان به وجود آمد ، همين به وجود آمدن معنايش تقاضاست . تبعيت كردن از مقتضاى زمان و از تقاضاى زمان يعنى در اين زمان يك پديدههايى پيدا شده است و چون اين پديدهها پيدا شده است ، پس اين قرن تقاضا دارد ، بنابراين بايد خود را با اين تقاضا يعنى با پديدههايى كه در زمان پيدا شده تطبيق داد ، آنها را پذيرفت . اين يك جور تفسير است . حالا عرض مىكنم كه اين حرف يعنى چه . يك تفسير ديگر براى تقاضاى زمان يا اقتضاى زمان ، تقاضاى مردم زمان است يعنى پسند مردم ، ذوق و سليقهء مردم ، به اين معنى كه ذوق و سليقه و پسند مردم در زمانهاى مختلف اختلاف پيدا مىكند . در اين بحثى نيست . هر زمانى يك ذوق و يك پسند حكمفرماست . مثلًا در مدهاى كفش و لباس مىبينيد در هر زمانى
--> ( 1 ) اگر بجاى كلمهء « اقتضا » كلمهء « تقاضا » بگذاريم بهتر فهميده مىشود . ( 2 ) اصلًا تقاضا يعنى به وجود آمدن .