مرتضى مطهرى

130

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

يك جور كفش ميان مردم مد است ، يك نوع دوخت لباس مد است ، يعنى مردم آن‌طور مىپسندند ، يك نوع پارچه مد مىشود . پسندهاى مردم عوض مىشود . معناى اينكه انسان بايد با مقتضاى زمان هماهنگى بكند اين است كه ببيند پسند اكثريت مردم چيست ، ذوق عمومى چيست و از پسند عموم پيروى كند . اين همان جمله‌اى است كه از قديم گفته‌اند : « خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو » ، اكثريت هر رنگ را پذيرفتند تو هم از جماعت پيروى كن همان رنگ را بپذير . اگر معناى مقتضاى زمان هريك از اين دو تفسير باشد ، غلط است كه انسان تابع مقتضاى زمانش باشد . اگر معناى اول باشد ، يعنى در هر زمانى هرچه كه پيدا شد چون پديدهء قرن است بايد تابع آن باشيم . اينجا سؤالى پيش مىآيد : آيا هرچه در قرن جديد پيش مىآيد خوب است و در جهت صلاح و سعادت بشريت است ؟ يعنى آيا بشريت اين‌جور ساخته شده كه هرچيز نوى كه پيدا مىشود ، آن چيز حتماً در جهت صلاح و پيشرفت اوست ؟ آيا جامعه انحراف پيدا نمىكند و امكان ندارد يك چيز تازه در قرن پديد بيايد كه انحراف و در جهت سقوط باشد ؟ بله ، امكان دارد . پديده‌هاى هر زمانى ممكن است در جهت صلاح بشريت باشد و ممكن است در جهت فساد باشد . دليلش اين است كه ما مصلح داريم ، به قول اينها مرتجع داريم . مصلح عليه زمان قيام مىكند ، مرتجع هم عليه زمان قيام مىكند ، با اين تفاوت كه مرتجع به كسى مىگويند كه عليه پيشرفت زمان قيام مىكند و مصلح به كسى مىگويند كه عليه فساد و انحراف زمان قيام مىكند . هر دو عليه زمان خودشان قيام مىكنند . ما سيد جمال الدين اسدآبادى را مصلح مىشماريم و همهء دنيا او را مصلح مىشمارند . او عليه اوضاع زمان خودش قيام كرده بود ، يعنى با آنچه كه در زمان خودش وجود داشت هماهنگى نمىكرد . پس چرا به او مصلح مىگوييم ؟ براى اينكه اين اصل را قبول نكرده‌ايم كه هرچه كه در زمان باشد خوب است ، هرچه كه اكثريت بر آن باشند خوب است . مىگوييم در زمان او يك سلسله مفاسد و انحرافات وجود داشت كه او عليه آنها قيام كرد . در مقابل ، هركس كه امروز تاريخِ مثلًا فلان اخبارى را كه آن شب اسم بردم بخواند ، مىگويد او يك مرتجع است يعنى عليه پيشرفت و ترقيات زمان خودش قيام كرده است .