مرتضى مطهرى
122
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
خودش در رأس بود ، فرمان مىداد . مثلًا در فلان قضيهاى كه پيش آمده بود ، بسيج عمومى اعلام مىكرد يا [ دستور مىداد ] امسال چه كشت بكنيد . بدون شك پيغمبر اكرم در ده سالى كه در مدينه بود ، حكومت تشكيل داد و در ميان مردم مثل يك حاكم حكومت مىكرد . باز مقام حاكميت و مقام مديريت اجتماع غير از مقام پيامبرى و غير از مقام قضاوت است . از آن جهت كه پيغمبر بود ، فقط مبيّن احكام بود ؛ يعنى مىگفت خدا اينجور امر كرده است ، من هم به شما ابلاغ مىكنم . از آن جهت كه قاضى بود به مشاجرات مردم مىرسيد و از آن جهت كه حاكم و سائس بود ، ادارهء سياسى مردم را به عهده گرفته بود . آيهء شريفه مىفرمايد : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ « 1 » ( اينجاست انضباطى كه محكوم بايد در مقابل حاكم داشته باشد ، مردم بايد در مقابل قوّهء حاكمه داشته باشند ) مىگويد : خدا را اطاعت كنيد ، پيغمبر و اولى الامر را اطاعت كنيد . و لهذا مىبينيد ما شيعيان به اين آيه كه مىرسيم « امر » اولى الامر را مربوط به خلافت مىدانيم ، مىگوييم اين آيه مقام خلافت را معين مىكند . اين يك مقام ديگرى است . اين مقام هم مقام مقدسى است و مثل آن دو مقام ، آن را خدا بايد معين كرده باشد . انتقال اين سه مقام به امام ولى دو مطلب در اينجا هست . يك مطلب اين است كه آيا خدا به پيغمبر دستور داده است كه بعد از خودش اين مراتب را به ديگران تفويض كند يا نه ؟ آرى ، ولى به اين معنى : پيغامبرى او ديگر نايب بردار نيست ، يعنى اصلًا بعد از پيغمبر خاتم پيغمبر ديگرى نيست . اما پيغمبر مبيّن احكام است . بايد معين كند كه بعد از من احكام را چه كسى بيان مىكند ، با اين تفاوت كه پيغمبر خودش هرچه احكام مىگرفت از وحى الهى مىگرفت ولى شخص بعد از او بايد احكام را از پيغمبر گرفته باشد و به مردم ابلاغ كند . اين همان امامت است . امامت ، مقام علمى و مرجعيت علمى است . مقام قضاوت هم همينطور است . پيغمبر كه مىميرد مقام قضاوت كه نمىميرد ، چون مردم به قضاوت احتياج دارند . بعد از پيغمبر هم بين مردم مشاجرات صورت
--> ( 1 ) نساء / 59