مرتضى مطهرى

109

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اين آزادى به همه او سرايت مىكند . سوم مملوك عمودين واقع شدن . « عمودين » يعنى پدر و مادر و پدران و مادران آنها هرچه بالا برود و ديگر فرزندان و فرزندان فرزندان هرچه پايين برود . مقصود اين است كه اگر كسى مملوك پدر يا مادر يا جدّ يا جدّه يا فرزند يا نوه خود قرار گيرد خود به خود آزاد مىشود . چهارم عوارض متفرقه مثل ابتلاى به كورى يا جذام و غيره كه خود به خود موجب آزادى است . 7 . كتاب التدبير و المكاتبة و الاستيلاد . تدبير و مكاتبه و استيلاد سه موجب از موجبات آزادى است . « تدبير » اين است كه مالك وصيت مىكند كه برده بعد از مردنش آزاد باشد . « مكاتبه » اين است كه برده با مالك خود قرارداد منعقد مىكند كه با پرداخت وجهى آزاد شود . در قرآن تصريح شده كه اگر چنين تقاضايى از طرف برده شد و در آنها خيرى تشخيص داديد يعنى ايمانى در آنها تشخيص داديد ( يا اگر تشخيص داديد كه مىتواند خود را اداره كند و بيچاره نمىشود ) تقاضاى او را بپذيريد و سرمايه‌اى هم از ثروت خود در اختيار او بگذاريد . « استيلاد » اين است كه كنيزى از مالك خود حامله شود . اينچنين زن بعد از فوت مالك قهراً در سهم فرزند خود قرار مىگيرد و چون هيچ كس مالك عمودين خود نمىشود خود به خود آزاد مىگردد . 8 . كتاب الاقرار . اقرار به حقوق قضايى مربوط است . يكى از موجباتى كه حقى را بر انسان ثابت مىكند اقرار خود او است . اگر كسى بر ديگرى ادعا كند كه فلان مبلغ از او طلبكار است بايد دليل و شاهد اقامه كند ، اگر شاهد و دليلى نداشته باشد ادعايش مردود است . اما اگر خود آن ديگرى يك نوبت اقرار كند به اينكه مديون است ، اين اقرار جاى هر شاهد و دليلى را پر مىكند . اقرار العقلاء على انفسهم جائز . 9 . كتاب الجُعاله . « جعاله » از نظر ماهيت شبيه اجاره انسانهاست . اجير گرفتن انسانها به اين نحو است كه انسان كارگر يا صنعتگر مشخصى را اجير مىكند كه در مقابل فلان مبلغ مزدى كه مىگيرد فلان عمل معين را انجام دهد . ولى در « جعاله » شخص معينى اجير نمىشود بلكه صاحب كار اعلان عمومى مىكند كه هركس فلان كار را براى من انجام دهد فلان مبلغ به او مىپردازم . 10 . كتاب الايمان . ايمان ( به فتح الف ) جمع يمين است كه به معنى سوگند است . اگر انسان سوگند بخورد كه فلان كار را خواهم كرد ، آن كار بر او واجب مىگردد ، يعنى سوگند تعهدآور است ، اما به شرط اينكه سوگند به نام خدا باشد ( عليهذا سوگند