مرتضى مطهرى

27

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اصل اساسى مورد توجه اين گروه اين نكته بود كه انسان بالفطره و به فرمان خلقت و طبيعت ، واجد يك سلسله حقوق و آزاديهاست . اين حقوق و آزاديها را هيچ فرد يا گروه به هيچ عنوان و با هيچ نام نمىتوانند از فرد يا قومى سلب كنند ؛ حتى خود صاحب حق نيز نمىتواند به ميل و ارادهء خود ، آنها را به غير منتقل نمايد و خود را از اينها عريان و منسلخ سازد ؛ و همهء مردم اعم از حاكم و محكوم ، سفيد و سياه ، ثروتمند و مستمند در اين حقوق و آزاديها با يكديگر « متساوى » و برابرند . اين نهضت فكرى و اجتماعى ثمرات خود را ظاهر ساخت ؛ اولين بار در انگلستان و سپس در امريكا و بعد در فرانسه به صورت انقلابها و تغيير نظامها و امضاى اعلاميه‌ها بروز و ظهور نمود و به تدريج به نقاط ديگر سرايت كرد . در قرن نوزدهم افكار تازه‌اى در زمينهء حقوق انسانها در مسائل اقتصادى و اجتماعى و سياسى پيدا شد و تحولات ديگرى رخ داد كه منتهى به ظهور سوسياليزم و لزوم تخصيص منافع به طبقات زحمتكش و انتقال حكومت از طبقهء سرمايه‌دار به مدافعان طبقهء كارگر گرديد . تا اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم ، آنچه در بارهء حقوق انسانها گفتگو شده و يا عملًا اقدامى صورت گرفته ، مربوط است به حقوق ملتها در برابر دولتها و يا حقوق طبقهء كارگر و زحمتكش در برابر طبقهء كارفرما و ارباب . در قرن بيستم مسألهء « حقوق زن » در برابر « حقوق مرد » مطرح شد و براى اولين بار در اعلاميهء جهانى حقوق بشر - كه پس از جنگ جهانى دوم در سال 1948 ميلادى از طرف سازمان ملل متحد منتشر گشت - تساوى حقوق زن و مرد صريحاً اعلام شد . در همهء نهضتهاى اجتماعى غرب از قرن هفدهم تا قرن حاضر ، محور اصلى دو چيز بود : « آزادى » و « تساوى » ، و نظر به اينكه نهضت حقوق زن در غرب دنبالهء ساير نهضتها بود و بعلاوه تاريخ حقوق زن در اروپا از نظر آزاديها و برابريها فوق العاده مرارتبار بود ، در اين مورد نيز جز در بارهء « آزادى » و « تساوى » سخن نرفت .