مرتضى مطهرى

77

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

بيشتر بود . ( مىخواهم بگويم كه معاصرين هم تا چه حد اعتراف مىكنند . ) اين خودش يك مسأله‌اى است . ايرانيها اين را به حساب خودشان مىگذارند ، مىگويند اين نشاط ايرانى بود ، در صورتى كه نشاط مربوط به شيعه بود و اكثريت شيعه هم آن وقت ايرانى نبودند و غير ايرانى بودند ، كه اكنون وارد اين بحث نمىشويم . اين مصرى مىگويد : « وَ مِنَ الْجَلِىِّ الْواضِحِ لَدى كُلِّ مَنْ دَرَسَ عِلْمَ الْكَلامِ انَّ فِرَقَ الشِّيعَةِ كانَتْ انْشَطَ الْفِرَقِ الْاسْلامِيَّةِ حَرَكَةً » مىگويد هر كسى كه وارد باشد مىداند كه نشاط فرقه‌هاى شيعه از همه بيشتر بود . « وَ كانَتْ اولى مَنْ اسَّسَ الْمَذاهِبَ الدِّينيَّةَ عَلى اسُسٍ فَلْسَفِيَّةٍ حَتّى انَّ الْبَعْضَ يَنْسُبُ الْفَلْسَفَةَ خاصَّةً لِعَلىِّ بْنِ ابى طالِبٍ » ( و شيعه اولين مذهب اسلامى بود كه مسائل دينى را بر اساس فكرى و عقلى نهاد ) و شيعه يعنى امام صادق . اهتمام شيعه به مسائل تعقلى بهترين دليل [ بر اينكه در زمان امام صادق عليه السلام علوم عقلى نيز نضج گرفت ] اين است كه در تمام كتب حديث اهل تسنن : صحيح بخارى ، صحيح مسلم ، جامع ترمذى ، سنن ابى داوود و صحيح نَسائى ، جز مسائل فرعى چيز ديگرى نيست : احكام وضو اين است ، احكام نماز اين است ، احكام روزه اين است ، احكام حج اين است ، احكام جهاد اين است ؛ و يا سيره است ، مثلًا پيغمبر در فلان سفر اين‌طور عمل كردند . ولى شما به كتابهاى حديث شيعه كه وارد مىشويد مىبينيد اولين مبحث و اولين كتابش « كتاب العقل و الجهل » است . اصلًا اينجور مسائل در كتب اهل تسنن مطرح نبوده . البته نمىخواهم بگويم منشأ همهء اينها امام صادق بود ؛ ريشه‌اش امير المؤمنين است و ريشهء ريشه‌اش خود پيغمبر است ، ولى اينها اين مسير را ادامه دادند . امام صادق بود كه چون در زمان خودش اين فرصت را پيدا كرد مواريث اجداد خودش را حفظ كرد و بر آن مواريث افزود . بعد از « كتاب العقل و الجهل » وارد « كتاب التوحيد » مىشويم . ما مىبينيم صدها و بلكه هزارها بحث در باب توحيد و صفات خداوند و مسائل مربوط به شئون الهى و قضا و قدر الهى و جبر و اختيار و مسائل تعقلى در كتب حديث شيعه طرح است كه در كتب ديگر طرح نيست . اينها سبب شده كه گفته‌اند اولين كسى كه مدارس فلسفى را « 1 » ( مدارس عقلى را ) در دنياى اسلام تأسيس كرد امام جعفر

--> ( 1 ) . مقصود همان احاديث عقلى است كه ما در كتب شيعه داريم .