مرتضى مطهرى
39
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
هواى نفس خود راهى پيش بگيرد و براى خود مستندى هم پيدا كند . مثلًا ممكن است يك نفر طبعا و سليقتا و تربيتا سختگير باشد و زندگى با قناعت و كم خرجى را بپسندد ، همينكه از او بپرسند چرا اين قدر بر خودت و خانوادهات سخت مىگيرى بگويد رسول خدا و على مرتضى همينطور بودند ، آنها هرگز جامهء خوب نپوشيدند و غذاى لذيذ نخوردند و مركوب عالى سوار نشدند و مسكن مجلل ننشستند ، آنها نان جو مىخوردند و كرباس مىپوشيدند و بر شتر يا الاغ سوار مىشدند و در خانهء گلى سكنى مىگزيدند . و باز يك نفر ديگر طبعا و عادتا خوشگذران و اهل تجمل باشد ، و اگر از او سؤال شود كه چرا به كم نمىسازى و قناعت نمىكنى و زهد نمىورزى ، بگويد چون امام حسن مجتبى و يا امام جعفر صادق اينطور بودند ، آنها از غذاى لذيذ پرهيز نداشتند ، جامهء خوب مىپوشيدند ، مركوب عالى سوار مىشدند ، مساكن مجلل هم احيانا داشتند . همچنين ممكن است يك نفر يا افرادى طبعا و مزاجا سر پرشورى داشته باشند و طبعشان سكون و آرامش را نپسندد و براى توجيه عمل خود به سيرت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در صدر اسلام يا به نهضت حسينى عليه السلام استدلال كنند ، و يك نفر يا افراد ديگر كه برعكس مزاجا عافيت طلب و گوشهگير و منزوىاند و در نفس خود شهامت و جرئتى نمىبينند ، موضوع تقيه و راه و روش امام صادق عليه السلام يا ائمهء ديگر را مورد استناد خود قرار دهند . آن كس كه مثلا طبعا معاشرتى و اجتماعى است به عمل و سيرت يك امام و آن كس كه طبعا اهل عزلت و تنهايى است به سيرت يك امام ديگر متوسل شود . بديهى است در اين صورت نه تنها سيرت و روش پاك و معنىدار رسول اكرم و ائمهء اطهار مورد استفاده قرار نمىگيرد ، بلكه وسيلهاى خواهد بود براى اينكه هر كسى راه توجيهى براى عمل خود پيدا كند و به دعوت و سخن كسى گوش ندهد و جامعه دچار هرج و مرج گردد . واقعا هم همچون تعارض و تناقض ظاهرى در سيرت ائمهء اطهار عليهم السلام ديده مىشود ؛ مىبينيم مثلا حضرت امام حسن عليه السلام با معاويه صلح مىكند و اما امام حسين عليه السلام قيام مىكند و تسليم نمىشود تا شهيد مىگردد ؛ مىبينيم كه رسول خدا و على مرتضى در زمان خودشان زاهدانه زندگى مىكردند و احتراز داشتند از تنعم و