مرتضى مطهرى

24

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

و قيام نمود ؟ اگر تقيه حق است چرا امام حسين تقيه نكرد و حال آنكه موجبات تقيه كاملًا براى امام حسين فراهم بود ، و اگر تقيه حق نيست پس چرا ساير ائمهء اطهار تقيه مىكرده‌اند و به تقيه دستور مىداده‌اند ؟ . و بعلاوه ، خود يك بحث اصولى است قطع نظر از اينكه روش ائمه با يكديگر متفاوت است و يا يكى است . فرض كنيم همه يك روش داشته‌اند ، همه تقيه مىكرده‌اند و يا هيچ كدام تقيه نمىكرده‌اند ، اين خود يك بحث اصولى است كه از جنبهء كلامى و اصولى مىتوان بحث كرد كه اساساً تقيه مىتواند حق باشد ؟ و آيا با عقل و قرآن وفق مىدهد و يا نمىدهد ؟ اين مطلب هم بايد گفته شود كه هرچند معروف و مشهور اين است كه تقيه از مختصات شيعه است و غير شيعه قائل به تقيه نيست ولى اين شهرت اساسى ندارد ؛ در غير شيعه هم تقيه هست . اين مسأله نيز مثل مسألهء تحريف قرآن است كه بعضى آن را از مختصات شيعه دانسته‌اند و حال آنكه اگر عده‌اى از شيعه قائل به تحريف قرآن هستند ، از اهل سنت هم قائلند ، عدد قائلين آنها كمتر از عدد قائلين شيعه نيست ، و البته اگر همهء علماى سنّى قائل به تحريف قرآن نيستند همهء علماى شيعه نيز قائل به تحريف قرآن نيستند . اين مطلب به عنوان مثال گفته شد ؛ فعلًا وارد بحث تحريف قرآن نيستيم . اين مطلب را يك توسعهء بيشتر هم مىتوان داد كه از موضوع رعايت تقيه وسيعتر باشد ، و مىشود گفت در بعضى امور ديگر هم در ابتدا بين سيرت و طريقهء ائمه اطهار با يكديگر تعارض و تناقض ديده مىشود . ممكن است مثلًا رسول اكرم صلى الله عليه و آله يك طور عمل كرده باشد و امير المؤمنين طور ديگر ، و يا اينكه هر دو بزرگوار طورى عمل كرده باشند و امام باقر و امام صادق طورى ديگر . اين تعارضها و تناقضهاى ظاهرى زياد ديده مىشود ، و به عنوان مثال بعضى را عرض خواهم كرد ؛ و چون همه به عقيدهء ما معصومند و فعل همهء آنها مانند قولشان حجت است پس ما در عمل چه كنيم ؟ تابع كدام سيرت و كدام عمل باشيم ؟ ما به دليل اينكه امامت اهل بيت عصمت را پذيرفته‌ايم و سخنان آنها و افعال آنها را حجت مىدانيم و معتقديم رسول خدا ما را به آنها ارجاع فرموده است ، از