مرتضى مطهرى

25

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

لحاظ آثار و مآثر دينى از اهل سنت و جماعت غنىتر هستيم ، بيش از آنها حديث و خبر داريم ، بيش از آنها حكمتهاى اخلاقى و اجتماعى داريم ، بيش از آنها دعاهاى پرارزش داريم كه خود دعاها باب بزرگى است از معارف و تعليمات اخلاقى و اجتماعى اسلام و بايد مستقلًا در اطراف آن بحث شود . آنها به اندازهء ما سيرت ندارند و از اين جهت نيز ما از آنها غنىتر هستيم . لهذا كسانى كه حساب كرده‌اند مىگويند كه تمام صحاح ستّهء اهل تسنن به اندازهء كتاب كافى ما حديث ندارد . ( چون در مدتها پيش بوده كه ديده‌ايم و البته خودم اين حساب و مقايسه را نكرده‌ام ، از قول ديگران نقل مىكنم ، الآن هم عدد و رقم اين دو يادم نيست ) . اجمالًا آنچه به خاطرم مانده اين است كه كافى متجاوز از شانزده هزار حديث دارد . اين به نوبهء خود يك افتخارى براى شيعه شمرده شده و به همين دليل شيعه خود را محتاج به قياس و استحسان نديده است و هميشه به اين مطلب افتخار كرده است . حال مىخواهم عرض كنم همين چيزى كه نقطهء قوّت شيعه شمرده شده ممكن است با توجه به اشكال بالا نقطهء ضعف شيعه شمرده شود ؛ گفته شود شيعه چون يك معصوم و يك پيشوا ندارد و چهارده پيشوا دارد و چون از هر يك از پيشواها راه و رسمهاى مختلف نقل شده ، در نتيجه يك نوع حيرت و يك نوع ضلالت و يك نوع سرگيجه براى شيعه پيدا مىشود و يك نوع هرج و مرج براى مردم شيعه پديد مىآيد . آن وقت اين خود يك وسيلهء خوبى هم براى مردمى كه دين را وسيلهء مقاصد خودشان قرار مىدهند و فساد را با نيروى مقدسى مىخواهند مجهز نمايند مىشود . هر كسى دلش مىخواهد طورى عمل كند ، از يك حديث و يك عمل يكى از ائمه در يك مورد بالخصوص شاهد و دليل مىآورد . نتيجهء اينها تشتّت است و هرج و مرج و اصل ثابت اخلاقى و اجتماعى نداشتن ، و واى به حال ملتى كه اصول ثابت و واحدى نداشته باشد و هر كسى از خود طرز فكرى داشته باشد . اين درست مصداق همان مثل است كه مىگويد : اگر مريض طبيبش زياد شد اميد بهبود در او نيست . و الحق هم بايد گفت كه اگر روى اين روشهاى به ظاهر مخالف ،