مرتضى مطهرى
126
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
چه مىگويى ؟ ! اين قضيه اختيارى نيست ، ما مأموريت داريم كه اگر امتناع كنى همين جا گردنت را بزنيم . ( علماى شيعه مكرر اين را نقل كردهاند . ) بعد مىگويد : بازهم حضرت قبول نكرد . اينها رفتند نزد مأمون . بار ديگر خود مأمون با حضرت مذاكره كرد و باز تهديد به قتل كرد . يكدفعه هم گفت : چرا قبول نمىكنى « 1 » ؟ ! مگر جدت على بن ابى طالب در شورا شركت نكرد ؟ ! مىخواست بگويد كه اين با سنت شما خاندان هم منافات ندارد ، يعنى وقتى على عليه السلام آمد در شورا شركت كرد و [ در امر انتخاب خليفه ] دخالت نمود معنايش اين بود كه عجالتاً از حقى كه از جانب خدا براى خودش قائل بود صرف نظر كرد و تسليم اوضاع شد تا ببيند شرايط و اوضاع از نظر مردمى چطور است ، كار به او واگذار مىشود يا نه . پس اگر شورا خلافت را به پدرت على مىداد قبول مىكرد ، تو هم بايد قبول كنى . حضرت آخرش تحت عنوان تهديد به قتل كه اگر قبول نكند كشته مىشود قبول كرد . البته اين سؤال براى شما باقى است كه آيا ارزش داشت كه امام بر سر يك امتناع از قبول كردن ولايتعهد كشته شود يا نه ؟ آيا اين نظير بيعتى است كه يزيد از امام حسين مىخواست يا نظير آن نيست ؟ كه اين را بعد بايد بحث كنيم . 3 . شرط حضرت رضا يكى ديگر از مسلّمات تاريخ اين است كه حضرت رضا شرط كرد و اين شرط را هم قبولاند كه من به اين شكل قبول مىكنم كه در هيچ كارى مداخله نكنم و مسئوليت هيچ كارى را نپذيرم . در واقع مىخواست مسئوليت كارهاى مأمون را نپذيرد و به قول امروزيها ژست مخالفت را و اينكه ما و اينها به هم نمىچسبيم و نمىتوانيم همكارى كنيم حفظ كند و حفظ هم كرد . ( البته مأمون اين شرط را قبول كرد . ) لهذا حضرت حتى در نماز عيد شركت نمىكرد تا آن جريان معروف رخ داد كه مأمون يك نماز عيدى از
--> ( 1 ) . آنها خودشان مىدانستند كه ته دلها چيست و حضرت رضا چرا قبول نمىكند . حضرت رضا قبول نمىكرد چون خود حضرت هم بعدها به مأمون فرمود : تو مال چه كسى را دارى مىدهى ؟ ! اين مسأله براى حضرت رضا مطرح بود كه مأمون مال چه كسى را دارد مىدهد ؟ و قبول كردن اين منصب از وى به منزلهء امضاى اوست . اگر حضرت رضا خلافت را من جانب اللَّه حق خودش مىداند ، به مأمون مىگويد تو حق ندارى مرا ولىّ عهد كنى ، تو بايد واگذار كنى به روى و بگويى من تاكنون حق نداشتم ، حق تو بوده ، و شكل واگذارى قبول كردن توست ؛ و اگر انتخاب خليفه به عهدهء مردم است باز به او چه مربوط ؟ !