مرتضى مطهرى

124

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اشخاص كه وقتى [ دچار سختى مىشوند تصميمى مبنى بر بازگشت به حق مىگيرند اما وقتى رهايى مىيابند تصميم خود را فراموش مىكنند : ] فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ « 1 » . قرآن نقل مىكند كه افرادى وقتى در چهار موجهء دريا گرفتار مىشوند خيلى خالص و مخلص مىشوند ، ولى هنگامى كه بيرون آمدند تدريجاً فراموش مىكنند . مأمون هم در آن چهار موجه گرفتار شده بود ، اين نذر را كرد ، اول هم تصميم گرفت به نذرش عمل كند ولى كم كم يادش رفت و درست از آن طرف برگشت . بهتر اين است كه ما مسأله را از وجههء حضرت رضا بررسى كنيم . اگر از اين وجهه بررسى كنيم ، مخصوصاً اگر مسلّمات تاريخ را در نظر بگيريم ، به نظر من بسيارى از مسائل مربوط به مأمون هم حل مىشود . مسلّمات تاريخ 1 . احضار امام از مدينه به مرو يكى از مسلّمات تاريخ اين است كه آوردن حضرت رضا از مدينه به مرو ، با مشورت امام و با جلب نظر قبلى امام نبوده است . يك نفر ننوشته كه قبلًا در مدينه مكاتبه يا مذاكره‌اى با امام شده بود كه شما را براى چه موضوعى مىخواهيم و بعد هم امام به خاطر همان دعوتى كه از او شده بود و براى همين موضوع معين حركت كرد و آمد . مأمون امام را احضار كرد بدون اينكه اصلًا موضوع روشن باشد . در مرو براى اولين بار موضوع را با امام در ميان گذاشت . نه تنها امام را ، عده زيادى از آل ابى طالب را دستور داد از مدينه ، تحت نظر و بدون اختيار خودشان حركت دادند [ و به مرو ] آوردند . حتى مسيرى كه براى حضرت رضا انتخاب كرد يك مسير مشخصى بود كه حضرت از مراكز شيعه‌نشين عبور نكند ، زيرا از خودشان مىترسيدند . دستور داد كه حضرت را از طريق كوفه نياورند ، از طريق بصره و خوزستان و فارس بياورند به نيشابور . خطير را مشخص كرده بود . كسانى هم كه مأمور اين كار بودند از افرادى بودند كه فوق العاده با حضرت رضا كينه و عداوت داشتند ، و عجيب اين است كه آن سردارى كه مأمور اين كار شد به نام « جَلودى » يا « جُلودى » ( ظاهراً عرب هم هست )

--> ( 1 ) . عنكبوت / 65 .