مرتضى مطهرى
123
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
كرد . با خود گفت بالاخره راضىشان كنم و جلوى قيامهاى اينها را بگيرم . در واقع خواست يك سهم به علويين در خلافت بدهد كه آنها آرام شوند ، و بعد هم مردم ديگر را از دور آنها متفرق كند ، يعنى علويين را به اين وسيله خلع سلاح نمايد كه ديگر هرجا بخواهند بروند دعوت كنند كه ما مىخواهيم عليه خليفه قيام كنيم ، مردم بگويند شما كه الآن خودتان هم در خلافت سهيم هستيد ، حضرت رضا كه الآن وليعهد است ، پس شما عليه حضرت رضا مىخواهيد قيام كنيد ؟ ! . ج . خلع سلاح كردن حضرت رضا احتمال ديگر در باب سياست مأمون كه ابتكار از خودش بوده و سياستى در كار بوده ، مسألهء خلع سلاح كردن خود حضرت رضاست و اين در روايات ما هست كه حضرت رضا روزى به خود مأمون فرمود هدف تو اين است . مىدانيد وقتى افرادى كه نقش منفى و نقش انتقاد را دارند ، به يك دستگاه انتقاد مىكنند ، يك راه براى اينكه آنها را خلع سلاح كنند اين است كه به خودشان پست بدهند ؛ بعد اوضاع و احوال هرچه كه باشد ، وقتى كه مردم ناراضى باشند آنها ديگر نمىتوانند از نارضايى مردم استفاده كنند و برعكس ، مردم ناراضى عليه خود آنها تحريك مىشوند ، مردمى كه هميشه مىگويند خلافت حق آل على است ، اگر آنها خليفه شوند دنيا گلستان خواهد شد ، عدالت اينچنين برپا خواهد شد و از اين حرفها . مأمون خواست حضرت رضا را بياورد در منصب ولايتعهد تا بعد مردم بگويند : نه ، اوضاع فرقى نكرد ، چيزى نشد ؛ و يا [ آل على عليه السلام را ] متهم كند كه اينها تا دست خودشان كوتاه است اين حرفها را مىزنند ولى وقتى كه دست خودشان هم رسيد ديگر ساكت مىشوند و حرفى نمىزنند . بسيار مشكل است كه انسان از ديدگاه تاريخ بتواند از نظر مأمون به يك نتيجهء قاطع برسد . آيا ابتكار مأمون بود ؟ ابتكار فضل بود ؟ اگر ابتكار فضل بود روى چه جهت ؟ و اگر ابتكار مأمون بود آيا حسن نيت داشت يا حسن نيت نداشت ؟ اگر حسن نيت داشت در آخر برگشت يا برنگشت ؟ و اگر حسن نيت نداشت سياستش چه بود ؟ اينها از نظر تاريخ ، امور شبههناكى است . البته اغلب اينها دلايلى دارد ولى يك دلايلى كه بگوييم صددرصد قاطع است نيست و شايد همان حرفى كه شيخ صدوق و ديگران معتقدند [ درست باشد ] گواينكه شايد با مذاق امروز شيعه خيلى سازگار نباشد كه بگوييم مأمون از اول صميميت داشت ولى بعدها پشيمان شد ، مثل همهء