مرتضى مطهرى

87

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

واقع بشود ، در سخنشان ، در شخصيتشان ، در تاريخچه‌شان . دربارهء امير المؤمنين على عليه السلام چقدر افسانه خود ما شيعيان بافته‌ايم ! در اينكه على مرد خارق العاده‌اى است ، بحثى نيست . مثلًا شجاعت على . دوست و دشمن اعتراف كرده‌اند كه شجاعت على يك شجاعت فوق افراد عادى بوده است . على با هيچ پهلوانى نبرد نكرد مگر آنكه آن پهلوان را كوبيد و به زمين زد . اين چيزى نيست كه در آن ، جاى انكار باشد . فوق العادگى داشته ، ولى در حد يك بشر فوق العاده ، يك بشرى كه در ميدان جنگ هيچ كس حريفش نبود . اما مگر افسانه‌سازها و اسطوره‌سازها به همين مقدار قناعت كردند ؟ شما ببينيد چه حرفها در همين زمينه‌ها گفتند ! مثلًا على عليه السلام در جنگ خيبر با مرحب خيبرى روبرو شد . مرحب چقدر فوق العادگى داشت ! بسيار خوب . مورخين هم نوشته‌اند كه در آنجا على عليه السلام ضربتش را كه فرود آورد ، اين مرد را دونيم كرد . حالا من نمىدانم اين دونيم ، دونيم كامل بود يا مثلًا تا سينه‌اش رسيد . ولى در اينجا افسانه‌هايى است كه دين را خراب مىكند . گفته‌اند به جبرئيل وحى شد : جبرئيل ! فوراً به زمين برو ، برو كه آن غضبى كه ما در على مىبينيم ، اگر شمشيرش فرود بيايد ، زمين را دونيم مىكند ، به گاو و ماهى خواهد رسيد ؛ برو بال خودت را در زير شمشير على بگير ، رفت و گرفت . على عليه السلام هم شمشيرش چنان آمد كه مرحب آنچنان دونيم شد كه اگر در ترازوى مثقالى مىگذاشتند ، اين نيمه‌اش با آن نيمه برابر بود . بال جبرئيل كه زير زين اسب [ قرار ] گرفته بود ، از شمشير على آسيب ديد و مجروح شد . تا چهل شبانه روز جبرئيل نتوانست به آسمان برود ، كه وقتى به آسمان رفت ، خدا از او سؤال كرد : جبرئيل ! تو اين چهل روز كجا بودى ؟ خدايا در زمين بودم ، تو به من مأموريت داده بودى . چرا زود برنگشتى ؟ شمشير على كه فرود آمد بال مرا مجروح كرد ، من اين چهل روز مشغول پانسمان بال خودم بودم ! . ديگرى مىگويد : شمشير على آنچنان سريع و نرم آمد ، از فرق مرحب گذشت ، تا به نمد زين اسب رسيد و على شمشيرش را بيرون كشيد كه خود مرحب هم نفهميد . خيال كرد ضربت كارى نشد . گفت : على ! همهء زور تو همين بود ؟ همهء پهلوانى تو همين بود ؟ گفت : اگر راست مىگويى خودت را تكان بده . تا مرحب خودش را تكان داد ، يك قسمت از اين طرف افتاد ، يك قسمت از آن طرف . اين‌طور افسانه‌ها ! . حاجى نورى ، اين مرد بزرگ ، در كتاب لؤلؤ و مرجان انتقاد مىكند ، مىگويد : براى شجاعت أبو الفضل در جنگ صفّين - كه اصل شركت حضرت هم معلوم نيست ، اگر هم