مرتضى مطهرى

69

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

تحريف از نظر موضوع گذشته از اينكه تحريف لفظى داريم و تحريف معنوى ، تحريف از نظر موضوع نيز فرق مىكند . يك وقت هست تحريف در يك سخن عادى است ؛ ما دو نفر با همديگر حرف مىزنيم ، حرف عادى ، يك كسى نقل مىكند ، تحريف مىكند . يك وقت هست تحريف در يك موضوع بزرگ اجتماعى است . مثلًا تحريف كردن در شخصيتها . شخصيتهايى هستند كه قولشان حجّت است ، عملشان براى مردم حجت است ، خُلقشان براى مردم نمونه است . يك كسى تحريف مىكند ، سخنى به على عليه السلام نسبت مىدهد كه نگفته است يا مقصودش چيز ديگر بوده است . اين ديگر خيلى خطرناك است . خُلقى ، خويى را به پيغمبر ، به امام - كه مردم از آنها پيروى مىكنند - نسبت مىدهد در صورتى كه خُلق او جور ديگرى بوده است . تحريف در يك حادثهء تاريخى كه اين حادثه از نظر اجتماع يك سند است ، سند اجتماعى است ، پشتوانهء اخلاق است ، پشتوانهء تربيت است ؛ اين ديگر چقدر اهميت دارد ! واى به حال آنكه تحريفات ، چه تحريف لفظى و چه تحريف معنوى ، در موضوعاتى صورت بگيرد كه آن موضوعات موضوع عادى نيست . حالا يك وقت كسى در شعر حافظ يك تحريفى مىكند ، البته نبايد بشود . نبايد در يك كتاب ادبى با ارزش كسى تحريف كند . در موش و گربه هم نبايد تحريف كرد . يادم هست يكى از استادها مقاله‌اى دربارهء همين كتاب موش و گربه نوشته بود . اتفاقاً خود اين كتاب از نظر ادبى بسيار كتاب با ارزشى است . ثابت كرده بود كه به قدرى مردم در همين موش و گربه دست برده‌اند ، شعرهايش را كم و زياد و كلمه‌ها را عوض كرده‌اند كه حد ندارد . بعد نوشته بود كه به نظر من قومى در دنيا به اندازهء قوم ايرانى بىامانت نيست ، كه اينهمه در آثار خودش دخل و تصرفها و تحريفهاى بى جا بكند . البته اينها نبايد بشود ، اما اينها به حيات و سعادت اجتماع ضربه نمىزند ، در مسير اجتماع انحرافى ايجاد نمىكند . ولى آن چيزهايى كه به اخلاق و تربيت و دين مردم بستگى دارد ، تحريف در اينها خطرناك است . در مثنوى هم نبايد تحريف بشود . ولى مگر نكردند ؟ اين قدر شعر الحاقى در مثنوى هست كه خدا مىداند ! يك شعرى در مثنوىهاى اصل بوده است ، و چه شعر عالىاى ، راجع به اثر محبت ؛ گفته است : از محبت تلخها شيرين شود * وز محبت مسها زرين شود حرف حسابى است . محبت و عشق ، چيزى است كه تلخها را شيرين مىكند ، محبت